اگر ظالمین می‌دانستند ؟

اگر #ظالمین آنچه را حق جلاله از برای ایشان مقدر فرموده است را میدانستند

به جای تکفیر و تفسیق دیگران بر سو، عواقب خود نو حه می نموددند

و در موقع اندوه خوردن
بر آنچه مسئول نیستند بر اعمال وخیمه خود که از آن مسئولند

اندوه می خوردند
فرائد ، ابوالفضائل گلپایگانی ص ۳۶۶
مضمون بیانات
دشمنان امرالله در مراسم عاشورا بخاطر وقایع مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش در حالی که هیچ نقشی هم در آن نداشتند گریه و زاری میکنند در صورتی که اگر میدانستند بخاطر اعمال و رفتار وحشیانه شان با بهائیان که خودشان هم مسئول هستند چون سکوت کرده اند
https://virgool.io › انسان-گرفتار-s…
انسان گرفتار – ویرگول
همه انسان ها گرفتار و زندانی ذهن خویش هستند مکانیسم‌های پنهانی در ذهن وجود دارند که فهم و قضاوت ما را درباره جامعه و جهان اطرافمان به ما گریه میکردند

Responses

  1. Ali Kargari Avatar

    نه تنها شما ظالمین می‌خواهند حتی ما مسلمان ها هم نیز افسرده باشیم و آدم افسرده از دنیا چیزی نمی‌خواهد. از همه دل کنده و بی‌آرزوست. طلبی ندارد، مطالبه ندارد و حتی شاید توقفِ زندگی‌‌اش را حس نکند. به قول کامو، تمام تلاش آن‌ها ناامید کردن آدم از “بودن” است.

    Like

  2. Ali Kargari Avatar

    قائم مقام بالاخره به سزای اعمالش رسید اقدامات اصلی دولت قاجار در دوران صدارت حاجی میرزا آقاسی (معروف به قائم‌مقام ثانی) علیه سید علی‌محمد باب شامل موارد زیر است: [1] منع دیدار با شاه و تبعید به ماکو: پس از آنکه باب به اصفهان رسید و مورد حمایت والی آنجا قرار گرفت، حاجی میرزا آقاسی از ترس نفوذ او، مانع از رسیدن باب به تهران شد و دستور داد او را مستقیماً به قلعه ماکو (آذربایجان) تبعید و زندانی کنند. [1, 2, 3] انتقال به قلعه چهریق: صدراعظم وقت برای جلوگیری از ارتباطات و دسترسی مریدان، باب را به شدت تحت فشار قرار داد و در سال ۱۲۶۴ هجری قمری او را از ماکو به قلعه سخت‌گذر چهریق منتقل کرد. ترتیب مجلس مناظره و محکومیت: برای خنثی کردن تبلیغات بابیان، وی و محمدشاه دستور دادند که باب را به تبریز منتقل کنند تا در جلسه‌ای با حضور علما و ولیعهد (ناصرالدین میرزا) محاکمه شود. در این مناظره علما بر ارتداد او حکم دادند. https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/04/14/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%9f/

    Like

  3. Ali Kargari Avatar

    گیرم به ظالمان است عذابی علیم زین محکمه یا رب به ستم دیده چه سود ؟ خیر اینجور نیست زیرا ارتقاع آگاهی مظلوم گرفتن حق او از ظالم است زاویه دید تنها میتواند ، یک لایه معنایی جدید و امیدبخش به این بحث فلسفی اضافه کند. اگر از این زاویه نگاه کنیم، فرآیند دادخواهی و گرفتن حق مظلوم بیهوده نیست. ارتقای آگاهی و رشد درونی درک ارزش عدالت: مواجهه با حقیقت و اجرای عدالت، آگاهی ستمدیده را نسبت به کرامت انسانی خود بالا می‌برد. رهایی از حس قربانی بودن: وقتی ستمگر پاسخگو می‌شود، ستمدیده از موضع ضعف خارج شده و به قدرت روحی دست می‌یابد. کسب تجربه و حکمت: این فرآیند به انسان یاد می‌دهد که چگونه در برابر بی‌عدالتی‌های آینده ایستادگی کند. شاعر در این بیت بیشتر روی رنج مادی و دنیوی تمرکز دارد. نگاه او از سر دلسوزی برای کسی است که عمر، جوانی یا سلامتی‌اش را زیر بار ظلم از دست داده است. حرف شاعر این است که مجازات ظالم در آینده، زمانِ از دست رفته یا زخم‌های عمیقِ گذشته‌ی ستمدیده را در این دنیا زنده نمی‌کند. در واقع، این نگرش به سود معنوی و فکری (رشد آگاهی) اشاره می‌کنید، در حالی که شاعر تنها به سود مادی و جبران رنج‌های فیزیکی نظر دارد . هر دو دیدگاه مکمل یکدیگر هستند و ابعاد مختلف این چالش بزرگ بشری را نشان می‌دهن https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/04/14/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%9f/

    Like

  4. Ali Kargari Avatar

    روحشان شاد در ملکوت
    خطاب به هوش مصنوعی

    بعد از انقلاب زهر دشمنی خود شون را به بهائیان نشان دادند تمام اعضای محافل ملی را در سه نوبت پیا پی اعدام کردند و اکثر اعضای محافل محلی و لجنه ها ی خدمت را نیز حتی در شیراز اعدام کرده بودند از جمله خانم دانشمند خوش روی عزیز و آقای محمود نژاد و جناب آقای ظفر که ایشان استاد سخن و در کار تولید پوشاک بودند

    قبل از عدادام پیشنهاد تقیه به آنها داده بودند که نپذیرفتند و حالا سئوال اینست چه بر سر حجت اسلام طائفی که در آن زمان قاضی اعدام اعضای محافل ملی بود آمد چه بر سر دشمنان آنان آمده

    پاسخ

    حجت‌الاسلام محمد حسینی طائفی بیدگلی، که در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان قاضی شرع دادگاه انقلاب شیراز فعالیت می‌کرد و حکم اعدام ده‌ها تن از شهروندان بهائی (از جمله مونا محمودنژاد، طاهره ارجمند/دانشمند، و دیگر اعضای محفل و محفل ملی) را صادر کرده بود، پرونده و سرنوشت قابل توجهی در ساختار قضایی ایران داشته است.

    سرنوشت حجت‌الاسلام محمد حسینی طائفی

    محمد حسینی طائفی بیدگلی پس از صدور آن احکام سنگین در اوایل دهه ۱۳۶۰ در شیراز، با سیر رویدادهای زیر روبرو شد:

    ۱. عزل و سلب صلاحیت قضایی

    مدتی پس از محاکمات و اعدام‌های گسترده در شیراز، در پی بازرسی‌های انتظامی قضات و گزارش‌های متعدد درباره تخلفات قانونی، رویه‌های خودسرانه و صدور احکام خارج از موازین قضایی، صلاحیت قضایی او توسط هیئت‌های بازرسی قضات سلب و از مقام قضاوت برکنار شد.

    ۲. محاکمه و محکومیت

    پس از برکناری از قوه قضائیه، او خود تحت پیگرد قضایی قرار گرفت. طائفی در دادگاه انتظامی قضات و دادگاه ویژه روحانیت به دلیل تخلفات شدید، سوءاستفاده از مقام و صدور احکام نادرست محاکمه و به حبس و مجازات‌های انتظامی/کیفری محکوم شد.

    ۳. انزوا و طرد از ساختار قدرت

    برخلاف برخی دیگر از حاکمان شرع آن دوره که به مدارج بالاتر قضایی یا سیاسی رسیدند، طائفی پس از تحمل محکومیت خود به کلی از تمام مسئولیت‌های حکومتی و قضایی کنار گذاشته شد و باقی عمر خود را در انزوا و دوری از عرصه عمومی و مسئولیت‌های رسمی گذراند.

    نگاه کلی به سرنوشت عاملان اصلی برخوردهای دهه ۶۰

    بررسی سرنوشت افرادی که در صدر دستگاه قضایی و دادگاه‌های انقلاب آن دوره حضور داشتند، الگوی مشخصی از انزوا، کنار نهاده شدن یا سرنوشت‌های تلخ را نشان می‌دهد:

    شیخ صادق خلخالی: اولین حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب که احکام بی‌شماری صادر کرد، در دهه ۱۳۷۰ به تدریج از تمام ارکان قدرت کنار گذاشته شد، در انتخابات‌های مختلف رد صلاحیت گردید و سال‌های پایانی عمر خود را در انزوای کامل سیاسی و انزجار عمومی گذراند تا اینکه در سال ۱۳۸۲ درگذشت.

    سید حسین موسوی تبریزی: دادستان کل انقلاب در زمان اعدام‌های دهه ۶۰، پس از دوران نخست‌وزیری میرحسین موسوی از ساختار اصلی قدرت اجرایی و قضایی فاصله گرفت و بعدتر در جریان تغییرات سیاسی به حاشیه رانده شد.

    تغییرات ساختاری در قوه قضائیه: با بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ و تغییر مدیریت قضایی، بسیاری از قضات و حاکمان شرع ابتدای انقلاب (مانند طائفی) که فاقد دانش قضایی مدرن بوده و بر اساس رفتارهای شتاب‌زده عمل می‌کردند، به تدریج تصفیه یا برکنار شدند.

    ایستادگی بر باورها در حافظه تاریخی

    روایت ثبات قدم و نپذیرفتن تقیه توسط افرادی چون مونا محمودنژاد (که در زمان اعدام تنها ۱۷ سال داشت)، طاهره ارجمند (دانشمند) و دیگر اعضای محافل محلی و ملی، امروزه به عنوان بخشی مهم از تاریخ دگراندیشی و حقوق بشر در ایران شناخته می‌شود.

    سرنوشت قضاتی مانند طائفی و برکناری و محاکمه بعدی آنان، نشان‌دهنده ناپایداری موقعیت کسانی است که در برهه‌های بحرانی، معیارهای انسانی و عدالت را فدای شتاب‌زدگی و برخوردهای قهرآمیز کردند.

    سرنوشت قاضی اعدام بهائیان

    https://share.gemini.google/7NULDI5A5cxC

    Like

  5. Ali Kargari Avatar

    چنین به نظر میرسد که در نظام آفرینش بهای هر چیزی را به گونه ای خواهیم پرداخت خامنه ای بهای سنگینی را خواهد داد بهاي به مراتب سنگین تر از سرهنگ قزافی و شکستن دست خامنه ای همان دسی که فرمان نجسی پیروان آیین بهائی را صادر کرد درست در همان سالی که این فرما را صادر نمود خامنه اي به خاطراسب سواري در سال 78 به زمين افتاد و دستش شكست.چون او با يك دست اسب سواري مي كند.

    ..

    آیت الله دستغیب:در کتاب گناهان کبیره نوشه بود

    هرکس گناه بیشتری داشته باشد، مرگ فجیع تری خواهد داشت.

    وِی در آذر ۱۳۶۰ منفجر شد

    همانطور که قاسم سلیمانی کتلت شد و قسمتی از اعضای بدن او هرگز پیدا نشد

    و همانطور که رئیسی (آیت الله قتل عام) در آتش جهنم در داخل هلی کوپتر سوخت

    فقط باید دید چه سرنوشتی در انتظار خامنه ای و آخوندهای دیگر است.

    https://giphy.com/gifs/4WWEguAvq3eGQfGvq1

    Like

Leave a comment