رستاخیز هویت؛ چگونه ققنوس ایران از خاکستر حمله بیگانگان برخواست؟
برخی به اشتباه پنداشتهاند که تسلط ترکان بر ایران، انتقام خلافت اعراب بود. اما تاریخ، شهادت دیگری میدهد: این هوش و شکوه فرهنگ ایرانی بود که فاتحان شمشیربهدست را رام و اهلی کرد و آنان را به مرزبانان هویت خویش بدل ساخت!
پس از فروپاشی ساسانیان، اعراب پنداشتند که کار ایران و زبان پارسی برای همیشه تمام شده است؛ همانگونه که تمام شمال آفریقا و خاورمیانه در آتش فرهنگ بیگانه ذوب شد و زبان و هویت خود را باخت. اما ایران، سرزمینی نبود که در خاکستر شکست بماند.
ایرانیان که پس از سدهها نبرد، شمشیر را به اهلش واگذار کرده بودند، اینبار با «سلاح قلم و تدبیر» وارد میدان شدند. آنان ترکان تازه از راه رسیده را چنان در بوتۀ فرهنگ، ادبیات و آیینهای شکوهمند خود ذوب کردند که این اقوام غارتگر، خود به بزرگترین خادمان، مروجان و شیفتگان زبان فارسی و شاهنامه تبدیل شدند! وزرای بزرگی چون خواجه نظامالملک طوسی با تدبیری بینظیر، نیروی ویرانگر مهاجمان را مهار کردند و از آنان دژی محکم در برابر اعراب ساختند.
آری! اگر زبان فارسی امروز زنده است و ایران، «عرب» نگشت، حاصل سناریویی بس عظیم و تاریخی است:
- قیام یعقوب لیث صفاری که با بانگ «چيزي که من اندر نیابم چرا باید گفت؟» زبان بیگانه را از دربار راند؛
- رنج سیساله حکیم ابوالقاسم فردوسی که با کلام آتشین و کاخ بلندش، روح و غرور ملی را در پیکر ایرانیان دمید؛
- و هوشمندی دیوانسالاران ایرانی که فاتحان بیابانگرد را مجذوب و رامِ شکوه شاهنامه کردند.
شاهان سلجوقی با افتخار نام فرزندان خود را کیقباد و کیخسرو نهادند و تبار خویش را به پهلوانان ایرانزمین پیوند زدند. این پیروزی نهایی اندیشه و تمدن ایرانی بر شمشیر بیگانگان بود؛ رستاخیزی که نشان داد ایران هرگز فتح نمیشود، بلکه هر فاتحی را در خود حل و ایرانی میسازد!
باز خوانی زبان فارسی
..

Leave a comment