دوست عزیزم این اراجیف را نقد کن
اورشلیم کیست؟
در انجیل آمده که یکی از خدایان انجیل میگوید: اورشلیم را دیدم. زنی بود بسیار زیبا با اندامی موزون و سینه هایی برجسته و جذاب. این زن زخمی و لباس هایش پاره پاره بود. او را مداوا کردم و برایش لباس نو تهیه کردم. بهش گفتم که آباد باش. تو نقش بزرگی را روی کره ی زمین ایفا خواهی کرد. پیامبران زیادی در تو بر پا خواهند خاست و نقش مهمی در هدایت مردم بازی خواهند کرد.
بر طبق تورات و انجیل، هر شهر و کشوری جنسیت زن یا مرد دارد و حداقل یک نماینده در دنیای غیب دارد. اورشلیم در گذشته یک شهر کلیدی بود. بر طبق کتاب مکاشفات انجیل در آینده نیز یک شهر کلیدی و مهم خواهد بود.
توجهات از واشنگتن دیسی و لندن و پاریس و هالیوود به سمت اورشلیم معطوف خواهد شد. اورشلیم حرف آخر را خواهد زد. البته نه اورشلیم یهودی، بلکه اورشلیم مسیحی و رستاخیزی.
اورشلیم در طول تاریخ طولانی اش
۲ بار تخریب شده،
۲۳ بار محاصره شده،
۵۲ بار بهش حمله شده،
۴۴ بار تسخیر و پس گرفته شده.
شهر بابل در عراق نیز یک زن فاحشه بوده. و با پادشاهان کشورهای دیگر همخوابگی میکرده. این همخوابخگی باعث رشد و شکوفایی اقتصاد بابل شده بود. بر طبق کتاب مکاشفات انجیل، وقتیکه که این فاحشه میمیرد، تجار شهرها و کشورهای دیگر عزاداری میکنند، ولی غیب مسیحی جشن میگیرد. و میگوید: یک عامل فساد کمتر، بهتر.
گروه فیسبوک: ایران ادیان سیاست
وبسایت:
Delavar.org/f
پاسخ هوش مصنوعی
- این متن ترکیبی از برداشتهای غلط، تحریف تشبیهات ادبی کتاب مقدس و تحلیلهای نادرست است. در ادامه، نقد دقیق ادعاهای مطرحشده را مشاهده میکنید:
۱. ادعای «یکی از خدایان انجیل» و توصیف ظاهری اورشلیم- اشتباه: در کتاب مقدس (چه عهد عتیق و چه عهد جدید) مفهوم «خدایان متعدد» وجود ندارد؛ اصل بنیادی آن توحید است.
- تحریف اصل متن: ارجاع این متن به فصل ۱۶ کتاب حزقیال نبی (در عهد عتیق، نه انجیل) بازمیگردد. در این بخش، خدا از زبان استعاره و تشبیه ادبی استفاده میکند و اورشلیم را به دختری رهاشده و زخمی تشبیه میکند که خدا او را نجات میدهد، میپوشاند و به او عزّت میدهد. ادعای آوردن تعابیر تحریکآمیز جنسی یا نطقهای مدرن دربارهی «کره زمین» و «هالیوود»، ساختگی و خارج از متن اصلی است.
۲. جنسیتزدگی شهرها و «نماینده در دنیای غیب»- تشبیه ادبی، نه ماهیت واقعی: در ادبیات عبری و یونانی باستان، شهرها اغلب با ضمایر یا استعارههای زنانه (مانند «دختر صهیون») یاد میشدند. این یک ویژگی زبانی و ادبی برای نشان دادن رابطه عاطفی یا وابستگی شهر به ساکنانش است، نه به این معنی که طبق الهیات، شهرها دارای «جنسیت حتمی» یا «نماینده واقعی در غیب» باشند.
۳. فاحشه بابل در کتاب مکاشفه- نمادگرایی سیاسی، نه زن واقعی: در کتاب مکاشفه (فصلهای ۱۷ و ۱۸)، «فاحشه بزرگ» یا «بابل بزرگ» یک زن واقعی یا خود شهر تاریخی بابل در عراق نیست، بلکه نمادی است از امپراتوریهای فاسد، قدرتهای ظالم و سیستمهای اقتصادی استثمارگر (که در زمان نگارش، اشارهای پنهانی به امپراتوری روم داشت). همخوابگی با پادشاهان نیز استعارهای از فساد سیاسی و مجذوب قدرت شدن است، نه رفتار فیزیکی.
۴. آمار و ارقام تاریخی- بخش مربوط به آمار جنگهای اورشلیم (۲ بار تخریب، ۲۳ بار محاصره، ۵۲ بار حمله و ۴۴ بار تسخیر) ارقامی است که معمولاً در منابع عمومی تاریخی برای نشان دادن تاریخ پرفرازونشيب این شهر نقل میشود و برخلاف مابقی متن، ادعای عجیب دینی نیست؛ اما ربط دادن آن به تحلیلهای خرافیِ آیندهپژوهی بیاساس است.
اینگونه متون با مخلوط کردن استعارههای ادبیِ عبری با پیازداغهای داستانی و ادعاهای شخصی، سعی در گمراه کردن مخاطب و ارائه یک تصویر غیرواقعی از متون دینی دارند.
نقد اورشلیم

Leave a comment