خطاب به هوش مصنوعی
بعد از انقلاب زهر دشمنی خود شون را به بهائیان نشان دادند تمام اعضای محافل ملی را در سه نوبت پیا پی اعدام کردند و اکثر اعضای محافل محلی و لجنه ها ی خدمت را نیز حتی در شیراز اعدام کرده بودند از جمله خانم دانشمند خوش روی عزیز و آقای محمود نژاد و جناب آقای ظفر که ایشان استاد سخن و در کار تولید پوشاک بودند
قبل از عدادام پیشنهاد تقیه به آنها داده بودند که نپذیرفتند و حالا سئوال اینست چه بر سر حجت اسلام طائفی که در آن زمان قاضی اعدام اعضای محافل ملی بود آمد چه بر سر دشمنان آنان آمده
پاسخ
حجتالاسلام محمد حسینی طائفی بیدگلی، که در سالهای ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان قاضی شرع دادگاه انقلاب شیراز فعالیت میکرد و حکم اعدام دهها تن از شهروندان بهائی (از جمله مونا محمودنژاد، طاهره ارجمند/دانشمند، و دیگر اعضای محفل و محفل ملی) را صادر کرده بود، پرونده و سرنوشت قابل توجهی در ساختار قضایی ایران داشته است.
سرنوشت حجتالاسلام محمد حسینی طائفی
محمد حسینی طائفی بیدگلی پس از صدور آن احکام سنگین در اوایل دهه ۱۳۶۰ در شیراز، با سیر رویدادهای زیر روبرو شد:
۱. عزل و سلب صلاحیت قضایی
مدتی پس از محاکمات و اعدامهای گسترده در شیراز، در پی بازرسیهای انتظامی قضات و گزارشهای متعدد درباره تخلفات قانونی، رویههای خودسرانه و صدور احکام خارج از موازین قضایی، صلاحیت قضایی او توسط هیئتهای بازرسی قضات سلب و از مقام قضاوت برکنار شد.
۲. محاکمه و محکومیت
پس از برکناری از قوه قضائیه، او خود تحت پیگرد قضایی قرار گرفت. طائفی در دادگاه انتظامی قضات و دادگاه ویژه روحانیت به دلیل تخلفات شدید، سوءاستفاده از مقام و صدور احکام نادرست محاکمه و به حبس و مجازاتهای انتظامی/کیفری محکوم شد.
۳. انزوا و طرد از ساختار قدرت
برخلاف برخی دیگر از حاکمان شرع آن دوره که به مدارج بالاتر قضایی یا سیاسی رسیدند، طائفی پس از تحمل محکومیت خود به کلی از تمام مسئولیتهای حکومتی و قضایی کنار گذاشته شد و باقی عمر خود را در انزوا و دوری از عرصه عمومی و مسئولیتهای رسمی گذراند.
نگاه کلی به سرنوشت عاملان اصلی برخوردهای دهه ۶۰
بررسی سرنوشت افرادی که در صدر دستگاه قضایی و دادگاههای انقلاب آن دوره حضور داشتند، الگوی مشخصی از انزوا، کنار نهاده شدن یا سرنوشتهای تلخ را نشان میدهد:
- شیخ صادق خلخالی: اولین حاکم شرع دادگاههای انقلاب که احکام بیشماری صادر کرد، در دهه ۱۳۷۰ به تدریج از تمام ارکان قدرت کنار گذاشته شد، در انتخاباتهای مختلف رد صلاحیت گردید و سالهای پایانی عمر خود را در انزوای کامل سیاسی و انزجار عمومی گذراند تا اینکه در سال ۱۳۸۲ درگذشت.
- سید حسین موسوی تبریزی: دادستان کل انقلاب در زمان اعدامهای دهه ۶۰، پس از دوران نخستوزیری میرحسین موسوی از ساختار اصلی قدرت اجرایی و قضایی فاصله گرفت و بعدتر در جریان تغییرات سیاسی به حاشیه رانده شد.
- تغییرات ساختاری در قوه قضائیه: با بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ و تغییر مدیریت قضایی، بسیاری از قضات و حاکمان شرع ابتدای انقلاب (مانند طائفی) که فاقد دانش قضایی مدرن بوده و بر اساس رفتارهای شتابزده عمل میکردند، به تدریج تصفیه یا برکنار شدند.
ایستادگی بر باورها در حافظه تاریخی
روایت ثبات قدم و نپذیرفتن تقیه توسط افرادی چون مونا محمودنژاد (که در زمان اعدام تنها ۱۷ سال داشت)، طاهره ارجمند (دانشمند) و دیگر اعضای محافل محلی و ملی، امروزه به عنوان بخشی مهم از تاریخ دگراندیشی و حقوق بشر در ایران شناخته میشود.
سرنوشت قضاتی مانند طائفی و برکناری و محاکمه بعدی آنان، نشاندهنده ناپایداری موقعیت کسانی است که در برهههای بحرانی، معیارهای انسانی و عدالت را فدای شتابزدگی و برخوردهای قهرآمیز کردند.
سرنوشت قاضی اعدام بهائیان

Leave a comment