پنجاه جوک

#بیدل .. درین ستمگاه از درد ناامیدی. بسیار گریه ‌کردیم اکنون بیا بخندیم

هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. به یارو میگن قبض برقتو چه جوری پرداخت میکنی؟ میگع همسایه مون خنگه میذارم زیر برف پاک کن ماشینش میره پرداخت میکنه… روزی مردی تصمیم گرفت تمام مشکلات خود را به دریا بریزد اما هرکاری کرد زنش سوار قایق نشد هیچ وقت نفهمیدم : وقتی برق میره کجا میره ؟؟ در آبادان دزدی وارد خانه‌ی پیر‌زنی شد و شروع کرد به جمع کردن اثاث خانه . پیرزن که بیدار بود صداش کرد و گفت : ننه نشان می‌ده شما جوان خوبی هستید و از ناچاری دزدی می‌کنی آن وسایل سنگین ول کن بیا این النگوهای طلا رو به شما بدم فقط قبل از همه چیز ، خوابی که قبل از آمدن شما دیدم برام تفسیر کن . دزد گفت : خوب چی خوابی دیدی ؟ پیرزن گفت : خواب دیدم که همه اهل محل در یک باغ بزرگی در حال دویدن بودیم که من داخل نهر افتادم و برای بیرون آوردن من از نهر با صدای بلند پسرم عبود را صدا می‌کردم : عبووووووووود عبووووووووود بیا کمک . عبووووووووود عبووووووووود بیا کمک ، پسرش عبود از خواب بیدار شد و مثل موشک از طبقه بالا آمد پایین و دزد رو گرفت و شروع کرد به زدن او . پیرزن به پسرش گفت : ننه بسه دیگه نزنش . دزد گفت : بذار بزنه ، آخه منه پدرسگ برای دزدی آمدم یا تعبیر خواب ؟ 😂😂😂🤣🤣 جعفر ختنه میکنه دکتر بهش میگه باید دامن بپوشی جعفر میگه تف به ذ ا تت ! همشو بریدی یه بار دست گشیدم روی یک آفتابه یک غول بی شاخ و دم آومد بیرون گفت : سرور من چی میخوای گفتم یه خونه گفت آخه من خودم اگر خونه داشتم توی آفتابه میخوابیدم ؟ جوابش منطقی بود دزدی مقدار زیادی پول دزدید و دزدید دیگری هم به کاهدان زد و مقداری کاه دزدید… هر دو را گرفتند و نزد قاضی بردند. قاضی دزد پول را آزاد کرد و دزد کاه را به دو سال حبس با اعمال شاقه محکوم کرد. کاه دزد به وکیل اش گفت: چرا قاضی پول دزد را آزاد کرد و من که مقداری کاه دزدیدم به دو سال حبس با اعمال شاقه محکوم شدم!؟ وکیل گفت: آخر قاضی ؛ کاه نمی خورد..! #عبیدذاکانی #شهر حرف و قصه برچسبها: جوک جدید, جوک باحال, جوک زیبا ۵۰ لطیفه با مزه – ۱ https://taiziz.car.blog/2021/06/28/%db%b5%db%b0-%d9%84%d8%b7%db%8c%d9%81%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b2%d9%87-%db%b1/ و

که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.

به یارو میگن قبض برقتو چه جوری پرداخت میکنی؟

میگع همسایه مون خنگه میذارم زیر برف پاک کن ماشینش میره پرداخت میکنه…

روزی مردی تصمیم گرفت تمام مشکلات خود را به دریا بریزد  اما هرکاری کرد زنش سوار قایق نشد

هیچ وقت نفهمیدم :  وقتی برق میره کجا میره ؟؟

در آبادان دزدی  وارد خانه‌ی  پیر‌زنی شد  و شروع کرد  به جمع کردن  اثاث خانه . 

پیرزن که بیدار بود  صداش کرد  و گفت :

ننه نشان  می‌ده  شما  جوان خوبی هستید و از ناچاری دزدی می‌کنی  آن وسایل سنگین ول کن  بیا این  النگوهای طلا رو   به شما بدم  فقط قبل از  همه چیز ، خوابی که قبل از  آمدن شما دیدم   برام تفسیر کن .

دزد گفت : خوب چی خوابی دیدی ؟ 

پیرزن گفت : خواب دیدم که همه اهل محل در یک باغ بزرگی  در حال دویدن  بودیم  که من داخل  نهر افتادم  و برای  بیرون آوردن من  از نهر  با صدای بلند  پسرم عبود را صدا می‌کردم : 

عبووووووووود

عبووووووووود 

بیا کمک .

عبووووووووود

عبووووووووود

بیا کمک ، 

پسرش عبود  از خواب بیدار شد  و مثل موشک  از طبقه بالا  آمد پایین  و دزد رو گرفت  و شروع کرد  به زدن او .

پیرزن  به پسرش گفت : 

ننه بسه  دیگه  نزنش . 

دزد گفت :

بذار بزنه ،  آخه  منه پدرسگ   برای دزدی  آمدم  یا  تعبیر خواب ؟ 

😂😂😂🤣🤣

جعفر  ختنه  میکنه 

دکتر بهش میگه باید دامن بپوشی

جعفر میگه تف به  ذ ا تت  ! همشو بریدی

یه بار دست گشیدم روی یک آفتابه یک غول بی شاخ و دم آومد بیرون گفت : سرور من   چی میخوای  گفتم یه خونه

گفت آخه  من خودم  اگر خونه داشتم توی آفتابه میخوابیدم ؟

جوابش منطقی بود 

دزدی مقدار زیادی پول دزدید و دزدید دیگری هم به کاهدان زد و مقداری کاه دزدید…

هر دو را گرفتند و نزد قاضی بردند.

قاضی دزد پول را آزاد کرد و دزد کاه را به دو سال حبس با اعمال شاقه محکوم کرد.

کاه دزد به وکیل اش گفت:

چرا قاضی پول دزد را آزاد کرد و من که مقداری کاه دزدیدم به دو سال حبس با اعمال شاقه محکوم شدم!؟

وکیل گفت:

آخر قاضی ؛ کاه نمی خورد..!

#عبیدذاکانی

#شهر حرف و قصه

برچسبها: جوک جدید, جوک باحال, جوک زیبا

۵۰ لطیفه  با مزه – ۱

https://taiziz.car.blog/2021/06/28/%db%b5%db%b0-%d9%84%d8%b7%db%8c%d9%81%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b2%d9%87-%db%b1/

و

Response

  1. Ali Kargari Avatar

    .قاضی منصوری پور همیشه از خوردن مال حرام گریزان بود. شب قبلش قصد خودکشی داشت اما چون چاپگر هتل خراب بود نتوانستند صورتحسابش را چاپ کنند. گفت جهنم، یک روز دیرتر خودکشی می‌کنم.
    الآن تنها نکته مبهمی که در این ماجرا باقی مانده این است که آیا او واقعاً کوکاکولا را نخورده بوده یا خورده بوده و  یا  می‌خواسته سر هتل کلاه  بگذارد ؟
    هادی خرسندی

    ۵۰ لطیفه  با مزه – ۱

    Like

Leave a comment