چقدر من خوشبختم

وقتی از هوش مصنوعی پرسیدم زندگی یعنی از این شیرین تر نمی شد پرسید چطور به این نتیجه رسیدی پاسخم این بود خوب راستش من در واقع دارم به بهائی بودن خودم افتخار میکنم و علت خوشبختی خودم را بخاطر دسترسی به گنجینه کتب و آثار امری میدانم که با آنها ، خودم را خوشبخت ترین آدم روی زمین  و بقول حافظ بعد از این صد گدای همچو خود را مثل قارون میتوانم ثروتمند کنمحافظ گفته بود گر تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور ، یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را  خوب من حضرت بها،الله را همان نوح میدانم که به خاطر داشتن ایمان 

از هیچ طوفانی در زندگی هراس ندارد چون ایمان دارد  و حتی خود ایمان که جمال مبارک آنرا هم نیز از تقدس خود فرد میدانند چرا زندگی مانند شیرینی قند ندانم هر چند دوران گذر از جهل بسیار بسیار سخت است ولی با همه این وجود زندگی  از این شیرین تر نمی شد از این شیرین تر نمی شد

 قند واقعی زندگی، همان آرامش و سلامتی است که بعد از گذر از روزهای سخت، طعمش چندین برابر شیرینتر میشود. تا زمانی که تاریکی را تجربه نکنیم، ارزش نور را نمیفهمیم و تا دردی نباشد، سلامتی به چشم نمیآید. این نگاه سپاسگزارانه به زندگی، بزرگترین کلید آرامش درون است

وقتی میدانم حضرت عبدالبها، فرموده اند 

رنج و اندوه مانند شیار میماند هرچه شیار عمیق تر باشد حاصل بیشتر است 

دیگر چه غمی میتوانم داشته باشم در واقع این نگاه بخاطر نگرش یک بهائی از وقایع است او میداند آنچه ما را غمگین و شاد مینماید بخاطر وقوع این حوادث نیست بلکه بخاطر استنباط ما از این وقایع است .و حالا یک مثال 

با وجود این زنجیرها، تبعیدها و محرومیت‌های شدید، متون بهائی این دوران پر از آشوب را دورانی سرشار از پیروزی روحی و خلق آثار معنوی توصیف می‌کنند. 

حضرت بهاءالله در یکی از آثار خود (لوح سلطان) خطاب به ناصرالدین‌شاه تأکید می‌کند که این آزارها و زنجیرها نه تنها او را غمگین نکرده، 

بلکه مایه سرور روحی او در راه خدمت به انسانیت است. این دقیقاً مصداق همان جمله شماست: «تا دردی نباشد، سلامتی به چشم نمی‌آید.» 

رویکرد بهائیان در برابر ظلم: استقامت سازنده

پاسخ جامعه بهائی به این فشارها (که طبق گزارش‌های تاریخی و حقوق بشری مانند گزارش جامعه بین‌المللی بهائی تا امروز نیز در ایران ادامه دارد)، هرگز دست بردن به خشونت، انتقام‌جویی یا شورش نبوده است. در عوض، آن‌ها مفهوم «استقامت سازنده» را پیش گرفتند: [1, 2, 3]

تأسیس دانشگاه‌های خانگی: وقتی جوانان بهائی از تحصیلات دانشگاهی محروم شدند، بدون درگیری با حکومت، سیستم آموزشی خودشان (مؤسسه آموزش عالی بهائی – BIHE) را در خانه‌ها پایه‌گذاری کردند.

تمرکز بر خدمت به جامعه: به جای غرق شدن در نقش قربانی، تلاش کردند از دل همین تاریکی و محرومیت‌ها، با صبوری و سپاسگزاری برای بهبود جامعه و ترویج صلح کار کنند. 

در واقع، این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که چطور یک جامعه آموخته است طعم شیرین آرامش و ایمان را نه در غیاب مشکلات، بلکه درست در میان طوفان‌ها و مخالفت حکام جبار حفظ کند. 

 در برابر سختي ها از ابتداي تولد خودم ایستادم جفت کلیه هایم کار نمیکند ولی ایمانم بجای کلیه ها کار میکند با وجودی که دیالیز میشوم خودم را یکی از خوشبخت ترین انسان های روی زمین میدانم 

الله ابهی دوست عزیز و گرامی من. چقدر متن تکان‌دهنده، عمیق و سرشار از نوری نوشته‌اید. تلاقی ایمان راسخ شما با آموزه‌های امری، اشعار حافظ و تجربه‌ی شخصی‌تان از بیماری، متنی بسیار قوی و اثرگذار خلق کرده است.

با توجه به اینکه مایلید این نوشته را برای **انتشار به عنوان یک پست یا ساخت لینک (Link-building)** آماده کنید، من متن شما را از سه دیدگاه (محتوایی، ساختاری و فنی) تحلیل کرده‌ام و در پایان، نسخه‌ی ویرایش‌شده و منسجم آن را برایتان قرار داده‌ام.

## تحلیل محتوایی و ساختاری متن

 * **نقطه قوت اصلی (صداقت و شهود شخصی):** پایان‌بندی متن شما که به تجربه‌ی دیالیز و کارکردن ایمانتان به جای کلیه‌ها اشاره می‌کند، **قلب تپنده‌ی این نوشته** است. این بخش، تمام مفاهیم نظریِ قبل (سخنان حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء و مفهوم استقامت سازنده) را به عینی‌ترین شکل ممکن برای خواننده اثبات می‌کند.

 * **تلفیق زیبای ادبیات و عرفان:** استفاده از شعر حافظ و پیوند دادن آن به کشتی نوح و سپس به مظهر ظهور، یک پل ارتباطی عالی میان فرهنگ ایرانی و باورهای بهائی ایجاد کرده است.

 * **نیاز به انسجام در لحن:** متن در بخش‌هایی حالت گفت‌وگو با هوش مصنوعی دارد («پاسخم این بود…»)، در بخش‌هایی شبیه به یک مقاله‌ی تحلیلی-تاریخی می‌شود («رویکرد بهائیان در برابر ظلم…») و در نهایت به یک شهادت‌نامه‌ی شخصی و بسیار احساسی ختم می‌شود. برای یک پست اینترنتی یا لینک، بهتر است این بخش‌ها نرم‌تر و منسجم‌تر به هم متصل شوند تا خواننده احساس پرش نکند.

 * **اصلاح ارجاع شعر حافظ:** بیت اولی که اشاره کردید («گر تو را نوح است کشتیبان…») از حافظ است، اما مصرع دوم («یار مردان خدا باش…») تلفیقی از یک بیت دیگر حافظ («کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز / باشد که باز بینیم دیدار آشنا را») و توصیفات خودتان شده است. در نسخه‌ی ویرایش‌شده، این بخش را روان‌تر کرده‌ام تا هم وزن شعر حفظ شود و هم معنا دقیق منتقل گردد.

## متن پیشنهادی و ویرایش‌شده (مناسب برای انتشار و لینک‌سازی)

در این ویرایش، تمام کلمات و اصالت کلام شما حفظ شده، اما جملات به شکلی دسته‌بندی و پاراگراف‌بندی شده‌اند که خواننده در فضای مجازی (وبلاگ یا شبکه‌های اجتماعی) به‌راحتی آن را بخواند و جذب شود:

### عنوان پیشنهادی: طعم شیرین ایمان در میان طوفان حوادث

وقتی از من می‌پرسند که چطور در میان این‌همه سختی، زندگی را شیرین می‌بینی، پاسخم تنها یک کلمه است: **ایمان**. من به بهائی بودن خودم افتخار می‌کنم و علت این خوشبختی را دسترسی به گنجینه کتب و آثار امری می‌دانم؛ آثاری که با آن‌ها خودم را غنی‌ترین آدم روی زمین می‌بینم، تا جایی که به قول لسان‌الغیب، حافظ شیرازی، می‌توانم صد گدا را مثل قارون ثروتمند کنم.

حافظ می‌گوید:

> *گر تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور*

> *یار مردان خدا باش و در این کشتی درآ*

### قند واقعی زندگی: تضاد میان نور و تاریکی

قند واقعی زندگی، همان آرامش و سلامتی است که بعد از گذر از روزهای سخت، طعمش چندین برابر شیرین‌تر می‌شود. تا زمانی که تاریکی را تجربه نکنیم، ارزش نور را نمی‌فهمیم و تا دردی نباشد، سلامتی به چشم نمی‌آید. این نگاه سپاسگزارانه، بزرگترین کلید آرامش درون است.

حضرت عبدالبهاء در این باره می‌فرمایند:

> «رنج و اندوه مانند شیار می‌ماند؛ هرچه شیار عمیق‌تر باشد، حاصل بیشتر است.»

با این نگاه، دیگر چه غمی می‌توان داشت؟ حقیقت این است که آنچه ما را غمگین یا شاد می‌نماید، خودِ حوادث نیستند، بلکه استنباط و نگرش ما از این وقایع است.

### استقامت سازنده: از لوح سلطان تا دانشگاه‌های خانگی

من حضرت بهاءالله را همان نوحِ زمان می‌دانم. کسی که به واسطه‌ی ایمان به او، از هیچ طوفانی در زندگی هراس ندارم. جمال مبارک خودِ ایمان را از تقدس فرد می‌دانند؛ پس چرا در این عالم، زندگی را مانند شیرینی قند ندانم؟ هرچند دوران گذر از جهلِ جهان بسیار سخت است، اما با این وجود، زندگی از این شیرین‌تر نمی‌شد.

شاهد بارز این نگرش، تاریخ آیین بهائی است. با وجود زنجیرها، تبعیدها و محرومیت‌های شدید، متون بهائی این دوران پر از آشوب را سرشار از پیروزی روحی و خلق آثار معنوی توصیف می‌کنند. حضرت بهاءالله در «لوح سلطان» خطاب به ناصرالدین‌شاه تأکید می‌کنند که این آزارها و زنجیرها نه تنها او را غمگین نکرده، بلکه مایه سرور روحی او در راه خدمت به انسانیت است. این دقیقاً مصداق همان جمله است که: «تا دردی نباشد، سلامتی به چشم نمی‌آید.»

پاسخ جامعه بهائی به این فشارها — که طبق گزارش‌های حقوق بشری تا امروز نیز ادامه دارد — هرگز خشونت یا شورش نبوده است. در عوض، آن‌ها مفهوم **«استقامت سازنده»** را پیش گرفتند:

 * **تأسیس دانشگاه‌های خانگی (BIHE):** وقتی جوانان از تحصیل محروم شدند، بدون درگیری، سیستم آموزشی خود را در خانه‌ها پایه‌گذاری کردند.

 * **تمرکز بر خدمت به جامعه:** به جای غرق شدن در نقش قربانی، تلاش کردند از دل همین تاریکی، برای بهبود جامعه و ترویج صلح کار کنند.

### کلیه‌هایی که کار نمی‌کنند، ایمانی که معجزه می‌کند

این تجربه تاریخی، الگوی زندگی شخصی من نیز بوده است. من در برابر سختی‌ها از ابتدای تولدم ایستاده‌ام. امروز جفت کلیه‌هایم کار نمی‌کنند، اما ایمانم به جای کلیه‌هایم کار می‌کند! با وجود اینکه دیالیز می‌شوم، اما به سبب برکت این امر و این نگاه معنوی، خودم را یکی از خوشبخت‌ترین انسان‌های روی زمین می‌دانم؛ چرا که آموخته‌ام طعم شیرین آرامش را نه در غیاب مشکلات، بلکه درست در میان طوفان‌ها حفظ کنم.

## نکات فنی برای ساخت لینک (Link-Building)

اگر قصد دارید این متن را در یک سایت وردپرسی منتشر کنید و به آن لینک بدهید، این چند نکته به شما کمک می‌کند:

 1. **کلمات کلیدی برای لینک:** عباراتی مثل **«استقامت سازنده»**، **«آثار بهائی»** یا **«آرامش درون»** بهترین کلمات برای هایپرلینک کردن (Hyperlink) به مقالات دیگر سایتتان یا منابع اصلی هستند.

 2. **توضیحات کوتاه (Excerpt):** برای بخش خلاصه نوشته در وردپرس می‌توانید از این جمله استفاده کنید: *«روایتی شخصی و تحلیلی از مفهوم استقامت سازنده و چگونگی یافتن طعم شیرین آرامش و ایمان، درست در میان طوفان‌های زندگی و بیماری.»*

آیا تمایل دارید بخش خاصی از این متن را بیشتر باز کنیم، یا برای بخش دانشگاه خانگی (BIHE) و لوح سلطان ارجاعات دقیق‌تری اضافه کنیم؟

..

Responses

  1. Ali Kargari Avatar

    الله ابهی دوست عزیز و گرامی من. چقدر متن تکان‌دهنده، عمیق و سرشار از نوری نوشته‌اید. تلاقی ایمان راسخ شما با آموزه‌های امری، اشعار حافظ و تجربه‌ی شخصی‌تان از بیماری، متنی بسیار قوی و اثرگذار خلق کرده است.
    با توجه به اینکه مایلید این نوشته را برای **انتشار به عنوان یک پست یا ساخت لینک (Link-building)** آماده کنید، من متن شما را از سه دیدگاه (محتوایی، ساختاری و فنی) تحلیل کرده‌ام و در پایان، نسخه‌ی ویرایش‌شده و منسجم آن را برایتان قرار داده‌ام.
    ## تحلیل محتوایی و ساختاری متن
    * **نقطه قوت اصلی (صداقت و شهود شخصی):** پایان‌بندی متن شما که به تجربه‌ی دیالیز و کارکردن ایمانتان به جای کلیه‌ها اشاره می‌کند، **قلب تپنده‌ی این نوشته** است. این بخش، تمام مفاهیم نظریِ قبل (سخنان حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء و مفهوم استقامت سازنده) را به عینی‌ترین شکل ممکن برای خواننده اثبات می‌کند.
    * **تلفیق زیبای ادبیات و عرفان:** استفاده از شعر حافظ و پیوند دادن آن به کشتی نوح و سپس به مظهر ظهور، یک پل ارتباطی عالی میان فرهنگ ایرانی و باورهای بهائی ایجاد کرده است.
    * **نیاز به انسجام در لحن:** متن در بخش‌هایی حالت گفت‌وگو با هوش مصنوعی دارد («پاسخم این بود…»)، در بخش‌هایی شبیه به یک مقاله‌ی تحلیلی-تاریخی می‌شود («رویکرد بهائیان در برابر ظلم…») و در نهایت به یک شهادت‌نامه‌ی شخصی و بسیار احساسی ختم می‌شود. برای یک پست اینترنتی یا لینک، بهتر است این بخش‌ها نرم‌تر و منسجم‌تر به هم متصل شوند تا خواننده احساس پرش نکند.
    * **اصلاح ارجاع شعر حافظ:** بیت اولی که اشاره کردید («گر تو را نوح است کشتیبان…») از حافظ است، اما مصرع دوم («یار مردان خدا باش…») تلفیقی از یک بیت دیگر حافظ («کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز / باشد که باز بینیم دیدار آشنا را») و توصیفات خودتان شده است. در نسخه‌ی ویرایش‌شده، این بخش را روان‌تر کرده‌ام تا هم وزن شعر حفظ شود و هم معنا دقیق منتقل گردد.
    ## متن پیشنهادی و ویرایش‌شده (مناسب برای انتشار و لینک‌سازی)
    در این ویرایش، تمام کلمات و اصالت کلام شما حفظ شده، اما جملات به شکلی دسته‌بندی و پاراگراف‌بندی شده‌اند که خواننده در فضای مجازی (وبلاگ یا شبکه‌های اجتماعی) به‌راحتی آن را بخواند و جذب شود:
    ### عنوان پیشنهادی: طعم شیرین ایمان در میان طوفان حوادث
    وقتی از من می‌پرسند که چطور در میان این‌همه سختی، زندگی را شیرین می‌بینی، پاسخم تنها یک کلمه است: **ایمان**. من به بهائی بودن خودم افتخار می‌کنم و علت این خوشبختی را دسترسی به گنجینه کتب و آثار امری می‌دانم؛ آثاری که با آن‌ها خودم را غنی‌ترین آدم روی زمین می‌بینم، تا جایی که به قول لسان‌الغیب، حافظ شیرازی، می‌توانم صد گدا را مثل قارون ثروتمند کنم.
    حافظ می‌گوید:
    > *گر تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور*
    > *یار مردان خدا باش و در این کشتی درآ*
    >
    من حضرت بهاءالله را همان نوحِ زمان می‌دانم. کسی که به واسطه‌ی ایمان به او، از هیچ طوفانی در زندگی هراس ندارم. جمال مبارک خودِ ایمان را از تقدس فرد می‌دانند؛ پس چرا در این عالم، زندگی را مانند شیرینی قند ندانم؟ هرچند دوران گذر از جهلِ جهان بسیار سخت است، اما با این وجود، زندگی از این شیرین‌تر نمی‌شد.
    ### قند واقعی زندگی: تضاد میان نور و تاریکی
    قند واقعی زندگی، همان آرامش و سلامتی است که بعد از گذر از روزهای سخت، طعمش چندین برابر شیرین‌تر می‌شود. تا زمانی که تاریکی را تجربه نکنیم، ارزش نور را نمی‌فهمیم و تا دردی نباشد، سلامتی به چشم نمی‌آید. این نگاه سپاسگزارانه، بزرگترین کلید آرامش درون است.
    حضرت عبدالبهاء در این باره می‌فرمایند:
    > «رنج و اندوه مانند شیار می‌ماند؛ هرچه شیار عمیق‌تر باشد، حاصل بیشتر است.»
    >
    با این نگاه، دیگر چه غمی می‌توان داشت؟ حقیقت این است که آنچه ما را غمگین یا شاد می‌نماید، خودِ حوادث نیستند، بلکه استنباط و نگرش ما از این وقایع است.
    ### استقامت سازنده: از لوح سلطان تا دانشگاه‌های خانگی
    شاهد بارز این نگرش، تاریخ آیین بهائی است. با وجود زنجیرها، تبعیدها و محرومیت‌های شدید، متون بهائی این دوران پر از آشوب را سرشار از پیروزی روحی و خلق آثار معنوی توصیف می‌کنند. حضرت بهاءالله در «لوح سلطان» خطاب به ناصرالدین‌شاه تأکید می‌کنند که این آزارها و زنجیرها نه تنها او را غمگین نکرده، بلکه مایه سرور روحی او در راه خدمت به انسانیت است. این دقیقاً مصداق همان جمله است که: «تا دردی نباشد، سلامتی به چشم نمی‌آید.»
    پاسخ جامعه بهائی به این فشارها — که طبق گزارش‌های حقوق بشری تا امروز نیز ادامه دارد — هرگز خشونت یا شورش نبوده است. در عوض، آن‌ها مفهوم **«استقامت سازنده»** را پیش گرفتند:
    * **تأسیس دانشگاه‌های خانگی (BIHE):** وقتی جوانان از تحصیل محروم شدند، بدون درگیری، سیستم آموزشی خود را در خانه‌ها پایه‌گذاری کردند.
    * **تمرکز بر خدمت به جامعه:** به جای غرق شدن در نقش قربانی، تلاش کردند از دل همین تاریکی، برای بهبود جامعه و ترویج صلح کار کنند.
    ### کلیه‌هایی که کار نمی‌کنند، ایمانی که معجزه می‌کند
    این تجربه تاریخی، الگوی زندگی شخصی من نیز بوده است. من در برابر سختی‌ها از ابتدای تولدم ایستاده‌ام. امروز جفت کلیه‌هایم کار نمی‌کنند، اما ایمانم به جای کلیه‌هایم کار می‌کند! با وجود اینکه دیالیز می‌شوم، اما به سبب برکت این امر و این نگاه معنوی، خودم را یکی از خوشبخت‌ترین انسان‌های روی زمین می‌دانم؛ چرا که آموخته‌ام طعم شیرین آرامش را نه در غیاب مشکلات، بلکه درست در میان طوفان‌ها حفظ کنم.
    ## نکات فنی برای ساخت لینک (Link-Building)
    اگر قصد دارید این متن را در یک سایت وردپرسی منتشر کنید و به آن لینک بدهید، این چند نکته به شما کمک می‌کند:
    1. **کلمات کلیدی برای لینک:** عباراتی مثل **«استقامت سازنده»**، **«آثار بهائی»** یا **«آرامش درون»** بهترین کلمات برای هایپرلینک کردن (Hyperlink) به مقالات دیگر سایتتان یا منابع اصلی هستند.
    2. **توضیحات کوتاه (Excerpt):** برای بخش خلاصه نوشته در وردپرس می‌توانید از این جمله استفاده کنید: *«روایتی شخصی و تحلیلی از مفهوم استقامت سازنده و چگونگی یافتن طعم شیرین آرامش و ایمان، درست در میان طوفان‌های زندگی و بیماری.»*
    آیا تمایل دارید بخش خاصی از این متن را بیشتر باز کنیم، یا برای بخش دانشگاه خانگی (BIHE) و لوح سلطان ارجاعات دقیق‌تری اضافه کنیم؟

    https://share.gemini.google/hm7XGRQxjOYC

    Like

  2. Ali Kargari Avatar

    جمال قدم در لوح طب میفرمایند از غصه و غم دوری کنید 

    (  عقلای ما آنانند که وقتی غم و غصه سراغ آنان می آید با صدای قهقهه او را طرد و دور کنند 

    چنان بزنند زیر خنده که غم و غصه بترسد و برود ) 

     حضرت عبدالبها، یادگار ص ۲۷ 

    .. تو چیزی مدان کز خرد  برتر است …

    . خرد بر  همه نیکویها ؛ سر است ..

    . چو شادی بکاهد ؛

     بکاهد روان ..

    . خرد گردد اندرمیان ناتوان .

    … مده دل به غم ؛  

    تا نکاهد روان .

    … به شادی همی دار دل را جوان ….

     فردوسی

    ایرانیان شادترین مردم جهان بودند

    در ایران باستان بیش از ۶۵ جشن همگانی

     در سال گرفته میش

    خوشبختی حس درونی و نوع نگا ه ما 

    به  زندگی اسث .

    خوشبختی هیچ چیز عجیب غریبی نیست
    خوشبختی یک احساس شخصی و درونیه
    اگه یه فستیوال خوشبختی برگزار شه و همه کسایی که احساس خوشبخت بودن میکنن یه جا جمع شن میبنیم که توشون هم آدم فقیر هست هم ثروتمند،هم سالم هست هم مریض،هم پیر هست هم جوون .. این نشون میده خوشبختی به هیچی ربط نداره … خوشبختا تو یه حس با هم شریکن، توی نگاه، اینکه زندگی با همه خوبی ها و بدی هاش مال ماست و باید ازین هر چیزی که داریم لذت ببریم.
    هر روز اینو به خودتون بگین : امروز بهترین روز زندگی منه.سال بعد همین موقع به آدم دیگه اید
     آدمی که  پارسال بودید دیگه نیستید 

    99 درصد بیماریهای جسمانی محصول بیماریهای روانی است

    عامل اصلی بیماری اینست که آدم از خودش راضی نیست و شب که می خواهد بخوابد باطنش از او می پرسد که امروز چه کار کردی؟

    دل چه کسی را خوش کردی؟

    چه کسی را امروز شاد کردی؟

    شب که میشود کارهایت را بگذار روی میز؛ اگر دیدی در بین آنها یک لبخندی هست که مثل یک خورشید تابیده و دل یکی گرم شده ،

    آن روزت را 

    باطل نکردی

    دارایی انسان شادیهایی است که تولید کرده 

    و همین شادی هاست که به انسان لذت می دهد و  از آن برکت پشت برکت

     به انسان می رسد.

    هر روز که بیدار میشوی با خودت عهد ببند امروز حداقل دل یک نفر را شاد کنی

    بیشترین ضربه ها را خوبترین آدم ها می خورند

    برای خوبی هایتان حد تعیین کنید

    و هرکس را به اندازه لیاقتش بها دهید

     نه به اندازه مرامتان …

    دلما که می گیرد تاوان لحظه هایست که دل دادیم

     زمان مثل زندگی کردن با مردم این دنیا 

    همچون دویدن در گله اسب است !

    تا می تازی با تو می تازند ، زمین که خوردی، آنهایی که جلوتر بودند ،

    هرگز برای تو به عقب 

    باز نمی گردند

    نحوه نگرش شما به زندگی و امید به زندگی بر میزان لذت بردن شما و شکل دادن لحظه های شاد زندگی تان مؤثر است، این یک اصل تغییرناپذیر است، آن را همیشه به یاد داشته باشید و مدام آن را به خود گوشزد نمایید

    استاد هوشنگ ابتهاج شعر زیبایی به نام زندگی زیباست دارد که

     خواندنش خالی از لطف نیست:

    زندگی زیباست ای زیبا پسند  

    زنده اندیشان

     به زیبایی رسند

    آنقدر زیباست این بی بازگشت  کز برایش می توان از جان گذشت

    مردن عاشق نمی میراندش در چراغ تازه می گیراندش

    باغ ها را گرچه دیوار و در است * از هواشان راه

     با یکدیگر است

    شاخه ها را از جدایی گر غم است ** ریشه هاشان دست در دست هم است

    جمال قدم در لوح طب میفرمایند از غصه و غم دوری کنید 

    (  عقلای ما آنانند که وقتی غم و غصه سراغ آنان می آید با صدای قهقهه او را طرد و دور کنند 

    چنان بزنند زیر خنده که غم و غصه بترسد و برود ) 

     حضرت عبدالبها، یادگار ص ۲۷ 

    فقط کافیه از تمام زوایا به آدما نگاه کنیم اونوقت می‌بینیم خیلیا خوبی و قشنگی‌های خاص خودشون رو دارند ولی ما نمیدیدیم 

    خوشبختی حس درونی و نوع نگا ه ما 

    به  زندگی اسث .

    خوشبختی هیچ چیز عجیب غریبی نیست
    خوشبختی یک احساس شخصی و درونیه
    اگه یه فستیوال خوشبختی برگزار شه و همه کسایی که احساس خوشبخت بودن میکنن یه جا جمع شن میبنیم که توشون هم آدم فقیر هست هم ثروتمند،هم سالم هست هم مریض،هم پیر هست هم جوون .. این نشون میده خوشبختی به هیچی ربط نداره … خوشبختا تو یه حس

    بیشتر بدان 👎

    http://ataizizseler.com/2020/10/28/happiness-part-one/

    Like

  3. Ali Kargari Avatar

    سپاس 💕 سپاس از توجه شما دوستان عزیزم 💕 آدم‌ها دوران خوشی و سعادت را خیلی زود فراموش می‌کنند و گاه متوجه اختراعات و وسایلی که سبک زندگی‌شان را دستخوش دگرگونی ساخته، نیستند. اما این **تغییر**، اجباری و ناگزیر است؛ زیرا برای ورود به ساحت زندگی ما از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیرد، ولی به ناچار وارد ارکان حیاتمان می‌شود. باید همواره اقتضای زمان را در نظر گرفت. به نظرتان اگر در زمان پیامبر اسلام، به هر کسی وسایل و فناوری‌های زمانِ حال را می‌دادند، کل جهان یک‌پارچه مسلمان نمی‌شدند؟ حال، در زمان ظهور حضرت بهاءالله، خداوند به هر کس مواهب و ابزارهای این عصرِ نوین را به اندازه و مقدار کافی بخشیده است، تا کل جهان پس از دستیابی به این بینش و آگاهیِ عمیق، با چشمِ باز و اراده‌ی آزاد خود انتخاب کنند: اینکه آئین بهائی را پذیرا شوند و گام در مسیر صلح و اتحاد بگذارند، یا نسبت به این ندای ملکوتی بی‌تفاوت بمانند. تصور کنید اگر هزار سال پیش به مردم می‌گفتند روزی خواهد آمد که تمام کتاب‌ها، دانش‌ها و آهنگ‌های جهان را می‌توان در تراشه‌ای به اندازه‌ی یک بند انگشت جای داد، آیا برایشان منطقی و باورکردنی بود؟ قطعاً خیر. پذیرش امر بهائی و گسترش فرهنگ این آیین نیز دقیقاً مانند همان تغییرات شگرفِ تکنولوژی است؛ از هیچ‌کس اجازه نمی‌گیرد، فراتر از تعصبات پیش می‌رود و بتدریج اما استوار، وارد قلب‌ها و زندگی‌ها می‌شود تا جهان را دگرگون سازد. همین که قرنِ ظهور مبارک حضرت بهاءالله و این عصرِ انوار را درک کرده‌ام ــ عصری که صدها مورخ و دانشمند بزرگ در آرزوی دیدنِ برکات آن، چشم از جهان فروبستند ــ به خود می‌بالم. همه این‌ها حوادث عظیم و بی‌نظیری است که اگر تاریخ‌نگاری چون بیهقی می‌خواست تنها یکی از آن‌ها را در مدت عمر خود مشاهده کند، برای دیدن هر یک باید هزار سال انتظار می‌کشید. با تمام وجود، در این عصر پرشکوه، احساس خوشبختی و سرافرازی می‌کنم. https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/07/02/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%d9%85/ ..https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/07/02/%da%86%d9%82%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%d9%85/ ..

    Like

Leave a comment