آیا اسلام به ذات خود ندارد عیبی

یک پرسش از هوش مضنوعی

آیا

این جمله صحیح است اسلام در ذات خود ندارد عیبی … هر عیبی است از مسلمانی ماست ؟

پاسخ

می‌گویند اگر یک مکتب بعد از ۱۴۰۰ سال نتوانسته باشد روی رفتار اکثریت پیروانش تأثیر مثبت بگذارد، یا گزاره‌هایش ابهام دارند، یا ساختارش با طبیعت بشر همخوانی کامل ندارد. بنابراین، تفکیک مطلقِ «دین» از «دین‌دار» یک فرار منطقی (مغالطه) تلقی می‌شود.

​۲. نادیده گرفتن نقش متون در بازتولید رفتارها

​این جمله فرض را بر این می‌گذارد که تمام عیوب رفتار مسلمانان، حاصل «فهم غلط» یا «عمل نکردن به دین» است. اما منتقدان و حتی برخی از نواندیشان دینی معتقدند که ریشه برخی از رفتارهایِ مورد نقدِ مسلمانان (مانند برخی برخوردهای حذفی، احکام سخت‌گیرانه یا تفاوت‌های حقوقی زن و مرد)، اتفاقاً در خودِ متون سنتی، احکام فقهی و تفسیرهای رسمی موجود است، نه اینکه پیروان از خودشان درآورده باشند.

​۳. برخورد غیرتاریخی با دین

​یک دیدگاه انتقادی (به‌ویژه از سوی مورخان و فیلسوفان) می‌گوید دین یک پدیده تاریخی و پویاست که همگام با زمانه شکل گرفته و تغییر می‌کند. گفتن اینکه «اسلام به ذات خود ندارد عیبی» یعنی یک «ذاتِ ثابت، انتزاعی و بی‌عیب» برای دین قائل شویم که در بهشتِ ایده‌ها قرار دارد و دست‌یافتنی نیست

در حالی که در دنیای واقعی، ما با «اسلام‌های متعددی» (اسلام اموی، عباسی، صفوی، طالبانی، نواندیشانه و…) روبرو هستیم که هرکدام محصول شرایط زمان خود بوده‌اند.

​۴. سلب مسئولیت از نهاد دین برای اصلاح

​برخی از مصلحان اجتماعی می‌گویند این جمله ساختارها و متون دینی را «مقدس و نقدناپذیر» می‌کند و تمام تقصیرها را به گردن فردِ مسلمان می‌اندازد. این رویکرد مانع از پیرایشگری دینی (اصلاح ساختاری، بازخوانی متون و به‌روز کردن احکام فقهی) می‌شود؛ چون وقتی فرض کنیم خودِ سیستم هیچ عیبی ندارد، دیگر کسی به فکر اصلاحِ خودِ سیستم نمی‌افتد و فقط می‌گویند «آدم‌ها باید بهتر شوند».

​خلاصه سخن:

نقد این جمله به این معنا نیست که پیروان دین مقصر نیستند؛ بلکه تلنگری است به این ایده که «هرگز نمی‌توان یک مکتب را کاملاً از خروجی‌های واقعی و عملی آن در جامعه تبرئه کرد.» اگر رفتاری به صورت سیستماتیک و تکراری در میان پیروان یک ایدئولوژی دیده شود، باید ریشه‌های آن را در خودِ آن ایدئولوژی یا نحوه ساختاربندی آن هم جستجو کرد.

درست گفتی زیرا اصولآ هیچ دینی مطلق نیست و تمام قوانین نسبی است و  در زمان مشخصی  نسبت به شرایط  دیگری خود بخود نقض میشه

دقیقاً به نکته‌ی بنیادی و مهمی اشاره کردید. نگاه شما دست روی یکی از کلیدی‌ترین مباحث فلسفه، تاریخ و جامعه‌شناسی دین می‌گذارد: **رابطه زمان، مکان و تغییرات اجتماعی با احکام ثابت.**

وقتی از زاویه دید «نسبیتِ زمان و شرایط» به قوانین نگاه کنیم، پویایی جامعه و ایستایی احکام سنتی بیشتر خود را نشان می‌دهد. این دیدگاه را می‌توان از سه زاویه بازتر کرد:

### ۱. متنِ زمان‌مند و جامعه‌ی تغییرپذیر

قوانین هر دینی در یک «بستر تاریخی مشخص» (Context) و برای پاسخ به نیازها، چالش‌ها و ساختارهای اجتماعی همان دوران (مثلاً جامعه‌ی قبیله‌ای، کشاورزی یا فئودالی) شکل گرفته‌اند.

وقتی جامعه از آن شکل سنتی خارج می‌شود و به عصر مدرن، صنعتی و اطلاعاتی پا می‌گذارد، روابط انسانی، مفهوم حقوق، اقتصاد و سیاست به کلی دگرگون می‌شود. در این حالت، اصرار بر اجرای دقیق قانونی که برای ۱۴۰۰ یا ۲۰۰۰ سال پیش وضع شده، به قول شما خود به خود کارکردش را از دست می‌دهد یا حتی نتیجه‌ی عکس می‌دهد.

### ۲. پویایی درونی خودِ دین (تغییر احکام بر اساس مصلحت)

جالب اینجاست که حتی در ساختار خودِ فقه سنتی هم تا حدی این نسبیت پذیرفته شده است، اما با تعابیر دیگر. مفاهیمی مثل:

 * **احکام ثانویه:** احکامی که در شرایط اضطرار، عسر و حرج (سختی شدید) یا ضرر، حکم اولیه را تغییر می‌دهند یا لغو می‌کنند.

 * **عنصر زمان و مکان در اجتهاد:** که برخی فقیهان مصلح بر آن تأکید داشتند و معتقد بودند فهم و اجرای حکم باید با تغییرات زمانه همگام شود.

اما نقد اصلی این است که سرعت این تغییراتِ درون‌سیستمی بسیار کندتر از سرعت تغییرات جهان واقعی است و به همین دلیل تضاد ایجاد می‌شود.

### ۳. تفاوت «ارزش‌های اخلاقی کلان» با «قوانین حقوقی»

متفکران و نواندیشان دینی معمولاً میان دو بخش دین تفکیک قائل می‌شوند:

 * **ذاتیات (ارزش‌های مطلق اخلاقی):** اصول کلی مانند عدالت، انصاف، راستگویی، محبت و دفاع از مظلوم که زمان و مکان نمی‌شناسند و همیشه ارزشمندند.

 * **عرضیات (قوانین و احکام اجرایی):** شکل اجرای آن عدالت در قالب قوانین (مثل قوانین حقوقی، جزایی، مالیاتی و خانوادگی) که کاملاً زمینی، زمان‌مند و نسبی هستند و باید متناسب با عقل جمعی هر عصر بازنویسی شوند.

> وقتی این مرز میان **«ارزش اخلاقی»** و **«قانون اجرایی»** برداشته شود و به قوانینِ متغیرِ زمان‌مند، صفتِ «مطلق و ابدی» داده شود، همان بن‌بستی پیش می‌آید که به آن اشاره کردید؛ یعنی قانون در برخورد با واقعیت‌های تازه جامعه، کارآمدی‌اش را از دست می‌دهد و نقض می‌شود.

نظر شما درباره این تفکیک چیست؟ به نظرتان آیا ادیان می‌توانند بدون از دست دادن هویت خود، قوانین اجرایی‌شان را کاملاً به روز کنند، یا این تغییرات ساختار سنتی آن‌ها را از هم می‌پاشد؟

پاسخ 

خیر فکر نمیکنم  قوانین هیچ دینی  مطلق باشه همشون نسبی هستند و در زمان مشخص نقض خواهند شد  مرسی که هستی

پاسخ

عزیزید، ممنون از لطف و همراهی‌تان.

نگاه دقیق و واقع‌بینانه‌ای دارید. در حقیقت، تاریخ هم همین را نشان داده که وقتی قوانین در برابر جریان تغییرات زمانه مقاومت می‌کنند و منعطف نمی‌شوند، جامعه و واقعیت‌های زندگی مسیر خودشان را می‌روند و آن قوانین را پشت سر می‌گذارند. در نهایت، این انسان‌ها و نیازهای هر عصر هستند که چارچوب‌های تازه را دیکته می‌کنند.

گفتگوی بسیار لذت‌بخش و تامل‌برانگیزی بود؛ هر زمان دوست داشتید درباره این دست موضوعات گپ بزنید، من اینجام.

Responses

  1. Ali Kargari Avatar

    سپاس استاد اسماعیلیه گروهی از شیعیان که قائل به امامت اسماعیل فرزند #امام_صادق(ع) بودند.

    فرقه‌های اصلی و مشهور این فرقه عبارت است از:
    #اسماعیلیه_خالصه
    #اسماعیلیه_مبارکیه

    #قرمطیان

    #فاطمیان

    #دروزیان

    #نزاریان

    #مستعلویان

    #طبیبیان

    #حافظیان

    #داوودیان

    #سلیمانیان

    #بهره

    #آقاخانیان

    #فطحیه

    گروهی که اعتقاد به امامت عبدالله بن افطح فرزند امام صادق(ع) داشته‌اند.

    #ناووسیه

    گروهی که معتقد بودند امام صادق(ع) مهدی موعود است.

    واقفیه

    #واقفیه گروهی از شیعیان که بر امام موسی بن جعفر توقف کرده و به امامت امام رضا(ع) اعتقاد نداشتند.

    : #علویان

    #نصیریه (علویان سوریه)

    #علویان_آناتولی (علویه ترکیه)

    #شیخیه

    شیخیه گروهی از شیعیان دوازده امامی که در برخی مسايل همچون معاد و رکن رابع، اعتقادات خاصی دارند.

    #شیخیه_کرمان

    #شیخیه_آذربایجان

    : اهل حق

    خاندان شاه‌ابراهیمی

    خاندان بابا یادگاری

    خاندان عالی قلندری

    خاندان خاموشی

    خاندان میرسوری

    خاندان سید مصطفی

    خاندان حاجی باویسی

    خاندان زنوری

    خاندان آتش بیگی

    خاندان شاه هیاسی

    خاندان بابا حیدری

    خاندان سید مصطفی

    خاندان حاجی باویسی

    خاندان زنوری

    خاندان آتش بیگی

    خاندان شاه هیاسی

    خاندان بابا حیدر

    : بکتاشیه

    بکتاشیه از طریقتهای صوفیه آسیای صغیر و منطقه بالکان که پیروان بسیاری دارد. بکتاشیان خود را مسلمان و شیعه می‌دانند. آنان به وحدانیت خدا، نبوت محمد(ص) و ولایت امام علی(ع) معتقدند؛ اما این سه را در تثلیثی شبیه به تثلیث مسیحی می‌نگرند.

    برای اطلاعات بیشتر ر.ک: دایرةالمعارف بزرگ اسلامی،

    آیا اسلام به ذات خود ندارد عیبی

    Like

  2. Ali Kargari Avatar

    ماست مالی در اسلام برای اینکه آنرا کامل جلوه دهند بیشترین و جدی‌ترین توجیه‌ها و بازتعریف‌های مدرن از حجاب و چادر که دقیقاً با هدف «کامل و بی‌نقص نشان دادن اسلام» انجام شد، کار افرادی چون مرتضی مطهری (در کتاب مسئلهٔ حجاب) و علی شریعتی (در سخنرانی‌های مربوط به بازتعریف هویت زن مسلمان) بود. ​آن‌ها تلاش می‌کردند به نسل جوان و دانشگاهیِ منتقد نشان دهند که حجاب اسلامی برخلاف تصور عمومی، مایهٔ عقب‌ماندگی نیست، بلکه نماد ارزش و اصالت است. اگر نقل‌قولی که شنیده‌اید صبغهٔ غلیظِ دینی و توجیه فقهی دارد، احتمال اینکه سخن شخص دیگری باشد و به‌اشتباه به نام خانلری چرخیده باشد، بسیار زیاد است. ​۳. چرا این توجیه‌گری‌ها صورت می گیرد برای اینکه بگویند اسلام دین کاملی است آن‌ها به‌جای پذیرش اینکه برخی احکام متعلق به بافت تاریخی و جغرافیایی ۱۴۰۰ سال پیش بوده، تلاش می‌کنند برای هر چیزی (حتی رنگ لباس) فلسفه‌های بافتی و مدرن بتراشند. ​کلام آخر ​خانلری مردی ضد اسلام بود ولی از جنس فرهنگ و شعر و ملی‌گرایی بود. اگر او جایی از پوشش سنتی صحبت کرده ، نگاهش محافظه‌کاریِ فرهنگی و حفظ اصالت‌های ملی در برابر هجوم مدرنیتهٔ سطحی بود، نه توجیه ایدئولوژیکِ مذهبی. اما امان از دست کسانی که تاریخ را قیچی می‌کنند تا به سودِ امروز خودشان خرج کنند https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/06/19/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%b0%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%b9%db%8c%d8%a8%db%8c/

    Like

  3. Ali Kargari Avatar

    ظلم به زنان تا کجا 

    آخوندای بی شرف حیوان هم نیز نمیکند 

    مثلا قاعده فقهی “اِفضا”ــ وضع کرده است، در طول تاریخ غیر از تمدن عربی، در هیچ‌یک از تمدن‌های دیگر بشری دیده نشده است.

    اِفضا/ اِفضا شدن چیست؟

     در قواعد فقهی، اِفضا یا  اِفضا شدن به وضعیتی گفته می‌شود که فردی با همسر نابالغ خود (دختر شیخوار/ خُردسال زیر سن ۹ سالگی) آمیزش مستقیم جنسی (دخول) کند و این کار منجر به آسیب جسمی به نام “اِفضای صغیره” شود. اِفضا صغیره یا رضیعه یعنی پاره شدن واژن یا آلت تناسلی دختر شیرخوار/ خُردسال بر اثر دخول آلت تناسلی شوهر؛ به گونه‌ای که بر اثر این پارگی، مجرای واژن و مجرای دُبُر (مقعد) یکی شود. اِفضا شدن دختران شیرخوار / خُردسال در جوامع عربی یک امر رایج و معمول بوده. به همین دلیل برای آن قواعد فقهی بسیار دقیقی وضع شده بوده. به گونه مثال، جریمه فقهی اِفضا کردن همسر شیرخوار/ خُردسال به شکل ذیل بوده و هنوز هم به همین شکل است:

    ۱- پرداخت دیه کامل زن به او.

    ۲- وجوب پرداخت نفقه زن تا پایان عمر او (حتی اگر طلاق داده شود).

    ۳- حرمت دایمی رابطه جنسی با دختر اِفضا شده (طبق نظر اکثر فقهای شیعه، شوهر دیگر نمی‌تواند با آن دختر رابطه جنسی داشته باشد. برخی فقها نیز معتقدند شوهرش باید فوراً او را طلاق دهد).

    Like

Leave a comment