چرا از آنچه راست است دفاع نمیکنند ؟

کارلوس دومینگز نوشته

“مردم, دیگر از آن چه راست است دفاع نمیکنند. آنها از آن که مورد پسندشان است دفاع میکنند…”

.

تصور کنید **پسرِ برادرتان** در خیابان بی‌دلیل با یک غریبه دعوا کرده و او را کتک زده است. شما هم با چشم خودتان دیده‌اید که تقصیر صددرصد با برادرزاده‌تان بوده.

 * **اگر دنبال «راستی و مسلمانی» باشید:** می‌گویید: «بله، فامیل من اشتباه کرده و باید خسارت بدهد.»

 * **اما اگر دنبال «حرف پسندِ فامیل» باشید:** حقیقت را قایم می‌کنید و دروغ می‌بافید: «آن غریبه اول فحش داد، پسر ما طفلکی داشت از خودش دفاع می‌کرد!» چون دوست ندارید فامیلتان بازنده شود.

### حالا در جامعه ایران چه خبر است؟

همین دعوای فامیلی، در سیاست و اجتماع ما هم راه افتاده است؛ جامعه شده دو تا فامیل یا دو تا قبیله که با هم لج کرده‌اند:

۱. **بالانشین‌ها (حکومت):** اگر مدیرِ هم‌فکر خودشان دزدی یا اشتباه کند، صدایش را درنمی‌آورند یا توجیه‌اش می‌کنند، چون می‌گویند: «آبروی فامیلِ ما می‌رود و دشمن شاد می‌شویم.»

۲. **مخالفان (اپوزیسیون):** اگر کسی از خودشان حرفِ اشتباهی بزند یا شایعه‌ای بسازد، همه برایش دست می‌زنند؛ چون به نفع قبیله‌شان است و اگر کسی نقد کند، می‌گویند: «تو خائنی!»

۳. **مردم عادی:** ما هم متأسفانه دیگر نگاه نمی‌کنیم «چه حرفی» درست است؛ نگاه می‌کنیم «چه کسی» آن حرف را زده. اگر از آن آدم خوشمان بیاید، دروغش را هم باور می‌کنیم؛ اگر بدِمان بیاید، حرفِ راستش را هم قبول نمی‌کنیم.

**حرف آخر:**

تا وقتی که بگوییم «حق با فامیل و هم‌فکرِ من است، چه غارتگر باشد و چه خطاکار»، حقیقت در این کشور پا نمی‌گیرد… ​تصور کنید در یک بازی حساس، بازیکن تیمِ محبوب شما روی بازیکن حریف خطای واضحی می‌کند

 که جریمه‌اش کارت قرمز است.

وقتی هر گروهی در ایران — چه در قدرت، چه در اپوزیسیون، چه در طبقه‌های مختلف جامعه — فقط به دنبال شنیدنِ چیزی باشد که «پسندِ» ذهنیتِ خودش است، حقیقت قربانی می‌شود.

​اگر ملاک «راست و درست» باشد: شما باید بگویید: «بله، بازیکن ما خطا کرد و باید اخراج شود.»

​اما طبق گفته دومینگز (ملاک «مورد پسند»): شما شروع به توجیه می‌کنید: «داور سخت‌گیری کرد»، «اصلاً خطا نبود»، یا «حقِ حریف بود!» چون دوست ندارید تیمتان ضربه بخورد، حقیقتِ خطا را انکار می‌کنید

برای مثال

در چنین اتمسفری، جریانِ پنهان کردنِ حقیقت یا همان «توجیهِ خطای هم‌تیمی‌ها»، در سه لایه‌ی اصلی جامعه شکل می‌گیرد 

و مانع بزرگ پیشرفت امر الهی می‌شود:

Responses

  1. Ali Kargari Avatar

    انسان دیگر  آن موجودی که از طبیعت می‌ترسید نیست.به فرموده مبارک انسان شمشیر را از  طبیعت می گیرد و بر فرق آن میکوبد  ادیان با قدمتی کمابیش پنج هزار ساله در طول این تاریخ همراه انسان پله به پله آمدند تا به جهانی شدن برسند و هر کدام به شیوه خود

     انسان ترس‌خورده را پناه دادند و باید و نبایدهای زیستن را در این جهان را برایش وضع کرده‌اند.

    #ویل_دورانت هم گفته بود که دین صد جان دارد- یکی از کارهای مهمی که دین می‌کند نوعی آشتی کیهانی دادن است. یعنی شما به زندگی‌ات به دین‌داری معنا می‌بخشی. نوعی سازگاری و آشتی کیهانی و خود را در این دنیا بی‌پناه نیافتن. یکی از مفاهیم مهم فلسفه ارسطو عبارت است از تلئوس که در فارسی به آن غایت و هدف می‌گوییم. یعنی نگاه غایت‌انگارانه که برای هستی غایتی متصور است یا بگوییم هستی را ایستاده بر پای خود و کور و کر و خودرو نمی‌داند و انسان را بی‌پناه و یله و رها پرتاب نمی‌کند.

    Like

  2. Ali Kargari Avatar

     اینرا  #جان_لاکٔ #فیلسوف انگلیسی  نیز  گفته :    بطور حتم  مثل آفتاب پرست هستیم خصلت های اخلاقی مان از آدمهای اطرافمان رنگ می گیرد ….. احتمالآ شبیه خود آفتاب پرست شدیم 

       بطور حتم این جماعت روشنفکر خواب زده    مثل خود آفتاب پرستان می مانند خیلی زود رنگ عوض میکند و بطور حتم  از ترس رسوایی  است که همرنگ جماعت میشوند  تجسم ایران فردا  بدون دیانت بهائی غیر  ممکنه  عراق و ایران را می بینی چقدر تاریکه و بلاانگیزه

     چون جلوی نشر و آثار الهی  را گرفتند حق فرموده این  بحریست که اگر یکقطره از آن کم شود هزار  بحر  باید تاوان آنرا  پس  بدهد  ..تا اماکن مقدسه را پس ندهند همین آش و همین کاسه  ادامه داره روشنفکر ان محترم ایرانی   اگر درس از تاریخ نگیرید باید آنرا دور بزنید

    چرا از آنچه راست است دفاع نمیکنند ؟

    .

    Like

  3. Ali Kargari Avatar

    متاسفانه روشنفکران ایرانی محبوب مردم بودن را بر حقیقت‌طلبی ترجیح داده‌اند. زیرا

    حقیقت چیزی نیست که حال مردم را خوب کند. متاسفانه اخبار بد نیز می توانند حقیقت داشته باشند.

    • حقیقت آن چیزی نیست که اکثریت می گویند. پنجاه و یک درصد (اکثریت) از افراد یک گروه ممکن است به نتیجه اشتباه برسند

    https://taizizcar.wordpress.com/

    Like

  4. Ali Kargari Avatar

    برخی از آدمها هم هستند که نمی خواهند بدانند شخصی خدمت حضرت عبد البهاء عرض کرد ، نفوذ کلمة‌ الله از شمشير محمّد برّنده‌ تر است. فرمودند : بله در اين امر شمشير، نفحات الهيّه است . آن شمشير مى‌ کشد ، اين جان مى‌دهد، آن خراب مى‌ کرد ، اين آباد مى‌کند، آن بى‌ سر و سامان مى‌ کرد ، اين سر و سامان مى‌ دهد، خيلی فرق است ميان آن شمشير و اين شمشير. ليکن حقّ يفعل مايشاء و يحکم مايريد است آنوقت چنان اقتضا کرد و حالا چنين اقتضا مى‌کند، آن شمشير، قلاع از سنگ و آهک فتح مى‌ کرد و اين شمشير قلاع قلوب را مسخّر مى‌ کند، آن شمشير حکايت از قهر الهى مى‌کرد اين شمشير از رحمت بى‌ منتهاى الهى، آن شمشير سبب فصل و تفريق بود اين شمشير سبب وصل و تأليف است. لکن حقّ يفعل مايشاء است لايسئل عمّا يفعل، آن شمشير اذا رأيتم الّذين کفروا ضربوا‌الّرقاب، اين شمشير عاشروا مع الاديان بالّروح‌ والّريحان. از بدايت عالم آن چه در کتب سماوى و در تواريخ ذکر شده، تا به حال در هيچ دورى از دوران انبياء، نداى الهى در مدّت قليله جهانگير نشده و آوازه و صيت امرالله در جميع اقاليم منتشر نگرديده است، الاّ در اين ظهور. چون به کتب رجوع شود واضح مى‌شود که علّت از چيست. اين از بريدگى اين شمشير است و از قوّت آن بازو، با وجود اين عجب است که اهل ايران هنوز غافلند هنوز محتجبند، هنوز در شبهه اند و هنوز متزلزلند و هنوز مضطربند. نداى الهى اهالی غرب را که هزاران فرسنگ دور هستند بيدار نموده ولی در ايران که وطن حقّ است هنوز خفته بسيارند و در خواب گرفتارند. صور اسرافيل هم آنها را بيدار نکرد و لابد روزى خواهد آمد که ايران را خدا بيدارمی کند. ” بسيارى از ايرانيان مثل عنکبوت مى‌مانند هرچه پرده‌ها‌يشان را ميدرى فوراً يک پرده ديگر مى‌ سازند، هرچه شبهاتشان‌‌ را رفع مى‌ کنى يک شبهه ديگر مى‌آورند. طراز الهى جلد ١ ، ص ٣١٨ حضرت عبدالبهاء نوشته اند که میخواهند بعضی ازسنگ های تاج ایران را بفروشند تاج ایران عدالت است نه سنگ اگر بتوانند بر سر این مملکت تاجی ازعدل بگذرانند درست است تاج از سنگ چه ثمری دارد سنگ است پادشاهان قدیم ایران افتخار به عدل میکردند نه به تاج سنگ ایرانیان به جهت اینکه شمس حقیقت از افق ایران طالع شده باید کاری بکنند که اقلیم ایران تاج عالم شود …… – از خاطرات دکتر نورالله در حیفا ارزش پرچم یک کشور بستگی به ارزش ملتش داره اما ملتی که حق اعتراض به حقوقش را نداره پرچم آن کشور پارچه ای پیش نیست و در نتیجه قابل احترام وارزش هم نیست . Taizz https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/06/14/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%86%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af-%d8%9f/

    Like

Leave a comment