منظور از آدم و حوا چیست قرنهاست که این ایراد مطرح است که گیرم که ادم خطا کرد و گناه کرد،
بنی ادم چرا باید تاوان این گناه را الی الابد بپردازند ؟
این آیات معاني كليه و تاويل بديعه دارد و جزمحرمان راز و مقربين حضرت بي نياز واقف ان اسرار نه . لهذا اين ايات تورات معاني متعدده دارد
يك معني از معاني انرا بيان كنيم و گوئيم مقصد از ادم روح ادم است و از حوا نفس ادم
زيرا در بعضي مواضع از كتب الهيه كه ذكر اناث ميشود مقصد نفس انسانيست . و مقصد از شجره خير و شر عالم ناسوتيست زيرا جهان روحاني الهي خير محض است و نورانيت صرفه اما در عالم ناسوتي نور و ظلمت و خير و شر حقايق متضاده موجود . و مقصداز مار تعلق بعالم ناسوتيست ان تعلق روح بعالم ناسوتي سبب … مفاوضات: صفحه ۹۰ كه نفس و روح ادم را از عالم اطلاق بعالم تقييد دلالت كرد و ازملكوت توحيد بعالم ناسوت متوجه نمود و چون روح و نفس ادم بعالم ناسوت قدم نهاد از جنت اطلاق خارج گشت در عالم تقييدافتاد بعد از انكه در علو تقديس بود و خير محض بعالم خير و شر قدم نهاد . و مقصود از شجره حيات اعلي رتبه عالم وجود مقام كلمة الله است و ظهور كلي لهذا ان مقام محفوظ مانده تا در ظهور اشرف مظهر كلي ان مقام ظاهر و لائح گشت . زيرا مقام ادم من حيث ظهورو بروز بكمالات الهيه مقام نطفه بود و مقام حضرت مسيح رتبه بلوغ و رشد و طلوع نير اعظم رتبه كمال ذاتي و كمال صفاتي بود . اينستكه در جنت اعلي شجره …. .كتاب بدائع الاثار – جلد ٢: صفحه ۹۸ ملاحظه كنيد كه حضرت ادم و سايرين در جنت بودند بمجردانكه در جنت عدن در ميان حضرت ادم و شيطان نزاعي حاصل گشت جميع از جنت خارج شدند تا انكه نوع انسان عبرت گيرد و اگاه شود كه نزاع و جدال سبب حرمان است حتي با شيطان لهذا درين عصر نوراني بموجب تعاليم الهي حتي با شيطان نزاع و جدال جائز نه حال كه بالعكس عالم انسان مملو جنگ و نزاع است جنگ است بين اديان جنگ است بين اقوام جنگ است بين اوطان جنگ است …. مثلآ … · ..ثعبان ( اژدها ی ) قدرت در عهد قدیم و قرآن مذکور است که خداوند به حضرت موسئ آیتی ( معجزه ای) عطا فرمود که
چون عصای خود را بیا ندا خت تبدیل به اژدها می شد در سوره اعراف کلمه ثعبان و در سوره شعرا نیز ثعبا ن ذکر شده و در سوره طه ؛ حیه یعنی مار فرموده اند
جمال قدم جل جلاله در کتاب ایقان مار و ثعبان را به قدرت خداوندی که همراه حضرت موسی بود تبعیین فرموده اند قاموس مختصر ایقان ص ۱۶ ۱ ..مولوی در کتاب مثنوی به این نکته اشاره کرده است … حرف قرآن را مدان که ظاهر است .. زیر ظاهر باطنی هم قا هر است … هست قرآن در فهم تو همچون عصا ؟ .. می کشد کفرها را چون اژد ها ؟ …. بسکه خود را کرد ه ای بند حوا …. کرمکی را کرد ه ای تو اژدها … نکته … اگر حضرت موسئ میتوانست با عصا یش رود نیل را از وسط بشکافد همان اول فرعون را از وسط به دو نیم میکرد .. اینکه مراد از این اشاره همان معجزات بوده باشد، احتمال صحیحی نیست، چون با تکرار اسم اشاره ‘ نمی سازد، علاوه بر این فرعونیان وقتی معجزات را دیدند، بنا بر حکایت قرآن گفتند: “فلناتینک بسحر مثله گفتند ما نیز نظیر آن را خواهیم آورد” (۱۷) و حال آنکه در پاسخ موسی گفتند: “ما چنین چیزی . در پدران گذشته خود ; سراغ نداشته، و از آنان نشنیده ایم”.پس معلوم می شود مراد از”هذا این” در این جمله دعوت موسی است، نه معجزات وی، از این هم که بگذریم معجزات موسی معنا ندارد که بگویند: ما سابقه نظیر این را نداریم، چون سابقه نداشتن از امثال آن معجزات، رد دعوت آن نمی شود. حقایقی برای گفتن وجود دارد. این حقایق به شکلی غیر مستقیم در بطن ایات قران است اما واضح و روشن نیست و نیاز به تاویل و تبیین دارد. وقتی مردوم از معنی این آیات می پرسیدند پیامبران طبق نظر آیات میگفتند – زمان گفتن این حقایق هنوز فرا نرسیده است.وقتی زمان آن ( ظهور حضرت بها،الله) برسد آن وقت پی به معنی آیات خواهید برد و به جهل خود متعرف خواهید شد – اورده اند که مشرکان، بر ایات قران نظیر تاریک شدن خورشید، متلاشی شدن کوهها و ریزش ستارگان بر روی زمین و اتش گرفتن دریاها و نیم شدن ماه و بسیاری دیگر را ایراد می گرفتند و می گفتند محمد قومش را فریب می دهد چون امکان وقوع این امور وجود ندارد و امتناع عقلی دارد. در پا سخ انها آیاتی نازل شده مدل بر ای نکته که این ایات معانی روحانی دارد که زمان آن هنوز فرا نرسیده که روشن شوند بنابر این قابل فهم برای انها نیست نظیر این ایه که بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله (یونس ۳۹) واضح است که منظور از تاویل ایات فهم معانی ظاهری ان نیست که هر کس که با لغت عربی اشنا باشد یا تاریخ و فقه و اصول بداند بتواند ان را درک کند..و نکته مهم همین است که طبق آموزه های بهائی منظور از آدم روح خود انسان بوده است و منظور از حوا اشاره به نفس جسمانی او داشته است …اصولآ کلمه معجزه کلمه معجزه به آن معني که ما از آن درک و فهم مي کنيم در قرآن نيامده است. در قرآن به جاي آن، کلمات: آيه و بيّنه بکار برده شده است. .هر کدام از ما به تنهائی معجزه همین خلقت هستیم آیه و نشانه و مثال آن توجه به آفرینش و توانا لف-2/https://taiziz.car.blog/2020/10/06/what-

Leave a comment