شهدای یزد

در لوحى از قلم مبارك حضرت عبد البهاء  در مورد شهدای یزد نازل شده ، قوله الاحلى

   🍃       هو الله       🍃

اى بنده صادق جمال ابهى مكاتيب رسيد و بر آه و ناله  و گريه  و زارى شما  در مصيبت احبا  و هجوم اعداء  مطلع گشتم 

فى الحقيقه قلب عموم ياران  از اين ظلم و عدوان  سوزان  و جميع فرياد و فغان مينمايند  و اگرچنانچه  چشمها خون ببارد و دموع نهر جيحون گردد  باز  آتش دلها نيفسرد  احزان ساكن نگردد  اين  از اين جهت  ولى نظر را  پاك  ومطهر نما

ملاحظه كن  كه بچه  موهبتي  فائز شدند وچه عنايتى را  حائز كَشتند  لب تشنه  بچه بحر عذب فراتى رسيدند  و در نهايت فقر و فاقه  بچه كنز عظيمی ره بردند   قطراتى از خون  فداى حضرت بيچون كردند  ولى خونبها را  از جمال ابهى  گرفتند و كأس  فضل و عطا را  از دست آن دلبر يكتا نوشيدند  و اما از جهت امر الله  اين واقعهٔ عظمى  سبب اعلاء  كلمة الله  گردد  و نشر نفحات الله   نسمة الله  بهبوب آيد  و نيّر موهبة الله طلوع كند  امر صد مرتبه  عظيمتر شود  و رايت الهيه  بلند تر گردد آيت تقديس ظاهر شود  و جميع ملل از هجومِ جنودِ شهادت ، مغلوب  و مقهور  و مهزوم گردند سطوت كلمة الله شرق و غرب را بحركت آرد  و جيوش ملاء اعلى  چنان هجوم  نمايند كه جميع احزاب  مهزوم كَردند    اين است كه  ميفر مايد  ، 

جندٌ  هناک مهزومٌ  مِن الاحزاب  هذا هو الحق  و ما بعد الحق  اِلّا الضلال .  

مطمئن باش ،

  ايرانيان كف زنانند  چه عجب ، 

پاكو بانند چه عجب ،   

خند انند چه عجب ، 

كامرانند چه عجب  ، 

رقص كنانند چه عجب ، 

هذا دآب الاحزاب  فى القرون الاولى ،   

ولى اين رقص را  نقص عظيم  در پي  و اين خنده را  گريه پاينده  در عقب  و اين سرور را عذاب قبور  در پس  و اين شاد مانى را ندامت  و پشيمانى  مقرر . 

   فسوف ترونهم  فى خسران مبين . 

  شماها  اعتنائى نكنيد اهميت ندهيد  اظهار اضطرابى ننمائيد مدارا كنيد  بتبسم بكذرانيد  اكر چنانچه رو برو  شخصى ملامت نمود  شماتت كرد بمعقوليت تمام  بگوئيد   حضرات شهداء اقتدا  بشهيدان  دشت كربلا كردند ،  يا ليت كنت معهم  فأفوز  فوزاً عظيما ،  هميشه چنين بوده  تازگى ندارد   ليس هذا  أول قارورةٍ  كُسِرَت  فى الاسلام  و السلام ، پي حرف را  نگيريد ،  اگر  چنانچه  ديديد ، مجادله خواهند ، طفره زنيد ، و بسكوت بكَذ رانيد ع ع ” 

مائده آسماني جلد  پنجم  صفحات  ، ۱٦٥ ، ١٦٦ ، ١٦٧ 

🌿🍀🌿

تحلیل این لوح شریف و منیع از حضرت عبدالبهاء، ما را به عمق یکی از تکان‌دهنده‌ترین و در عین حال حماسی‌ترین فرازهای تاریخ امر، یعنی **واقعهٔ شهدای یزد** می‌برد.

 این متن، تنها یک پیام تسلیت یا همدردی ساده نیست؛ بلکه یک **مرام‌نامهٔ عرفانی، راهبرد استراتژیک برای ارتقای امرالله، و یک دستورالعمل اخلاقی** برای مواجهه با بحران‌ها و آزارهاست.

در ادامه، تحلیلی از این لوح مبارک و تأثیر جانفشانی احبای یزد بر جهان اطراف ارائه می‌شود:

## ۱. پارادوکسِ ظاهر و باطن: از سوز دل تا سرور ملکوت

لوح با همدلی عمیق حضرت عبدالبهاء با مؤمنانِ داغدار آغاز می‌شود. ایشان نه تنها احساسات انسانی یاران را سرکوب نمی‌کنند، بلکه عمق فاجعه را به تصویر می‌کشند:

> «اگر چنانچه چشمها خون ببارد و دموع نهر جیحون گردد باز آتش دلها نیفسرد…»

اما بلافاصله با عبارتی شاهکار، زاویه دید مخاطب را از زمین به آسمان و از ناسوت به لاهوت تغییر می‌دهند: **«ولى نظر را پاك ومطهر نما»**. ایشان به ما می‌آموزند که با چشم ظاهربین نباید به شهادت نگریست. در ظاهر، فقر و فاقه و لب‌تشنه جان دادن است؛ اما در باطن:

 * رسیدن به «بحر عذب فرات» (دریای گوارای وصال).

 * یافتن «کنز عظیم» (گنج شایگان ابدی).

 * معامله‌ای بی‌نظیر که در آن، قطره‌ای خون داده شده و «خون‌بها» از دست خود جمال ابهی دریافت شده است.

## ۲. قانون کیهانیِ امر: شهادت، محرکِ انتشار جهانی

شاید کلیدی‌ترین بخش لوح که به پرسش شما درباره **«تأثیر بر جهان اطراف»** پاسخ می‌دهد، همین بخش است. حضرت عبدالبهاء قانونمندی عجیبی را در تاریخ ادیان تبیین می‌کنند: مظلومیت و شهادت، سوختِ موتور پیشرفت امر الهی است.

ایشان پیش‌بینی می‌فرمایید که این واقعهٔ عظمی، لرزه‌ای بر اندام جهان خواهد انداخت:

 * **عظمت صد برابری:** امر الهی صد مرتبه عظیم‌تر و رایَت (پرچم) آن بلندتر می‌شود.

 * **شکست معنویِ مخالفان:** ایشان با استناد به آیه قرآنی *«جُندٌ ما هُنالِكَ مَهزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ»* تاکید می‌کنند که تمام صف‌آرایی‌های مادی و هجوم دشمنان، در برابر نیروی روحانیِ شهادت، محکوم به شکست و هزیمت است.

## ۳. تحلیل روان‌شناختی و فرجام دشمنان

حضرت عبدالبهاء با نگاهی عمیق، رفتار شادی‌کنانِ دشمنان و غوغاگران را تحلیل می‌کنند. رقص و خندهٔ آنان از روی قدرت نیست، بلکه «دَأب الاحزاب فى القرون الاولى» (رسم ستمگران در قرون گذشته) است. ایشان با تقابل‌های زبانیِ بسیار زیبا، فرجام این شادیِ کاذب را ترسیم می‌کنند:

 * این رقص \leftarrow نقص عظیم

 * این خنده \leftarrow گریهٔ پاینده

 * این سرور \leftarrow عذاب قبور

 * این شادمانی \leftarrow ندامت و پشیمانی

این کلمات به یاران ستم‌دیده طمأنینه و آرامش می‌بخشد که عدالت الهی جاری است و ستم پیشگان در «خسران مبین» هستند.

 * **حرکت شرق و غرب:** «سطوت کلمة الله شرق و غرب را بحرکت آرد». شهادت مظلومانهٔ احبای یزد، توجه وجدان‌های بیدار را در سراسر جهان جلب کرد و نام امر را از مرزهای ایران فراتر برد.

## ۴. دستورالعملِ رفتار اجتماعی: مصلحینِ صبور

 1. **بی‌اعتنایی اخلاقی:** «اعتنائى نکنید، اهمیت ندهید، اظهار اضطرابی ننمائید».

 2. **مدارا و تبسم:** «مدارا کنید، بتبسم بگذرید». این تبسم، سلاحِ حلم و پیروزی روحی بر دژخیم است.

 3. **پاسخ معقول و مستند:** اگر کسی شماتت کرد، با منطقِ مورد قبولِ خود جامعه جواب دهید؛ بگویید این‌ها به شهدای کربلا اقتدا کردند (که مورد احترام خود جامعه است).

 4. **پذیرش تاریخی بودن رنج:** عبارتی معروف که ضرب‌المثل شد: *«لیس هذا أوّل قارورةٍ کُسِرَت فى الاسلام»* (این اولین شیشه‌ای نیست که در اسلام شکسته شده؛ یعنی این ظلم‌ها تازگی ندارد و سنت تاریخ است).

 5. **سکوت و طفره از جدال:** «پی حرف را نگیرید… مجادله خواهند، طفره زنید و بسکوت بگذرانید».

### نتیجه‌گیری و افق جهانی

بخش پایانی لوح، شاهکارِ اخلاق بهائی و نحوهٔ تعامل با جهانِ پرآشوب اطراف است. در شرایطی که پیروان یک آیین تحت شدیدترین سرکوب‌ها هستند، رهبر نظام بهائی به جای دعوت به انتقام، خشونت یا حتی جدال کلامی، پنج اصل طلایی را صادر می‌فرمایند:

جانفشانی احبای یزد، پیامی روشن برای جهان اطراف داشت: **آئینی که پیروانش این‌گونه با تبسم، عشق و ایثار، جان خود را فدای آرمان‌های آن (صلح، وحدت عالم انسانی، و حقیقت) می‌کنند، ریشه در خاک ندارد، بلکه ریشه در ملکوت دارد.**

این لوح غنی از حضرت عبدالبهاء به ما نشان می‌دهد که چگونه خون شهدای یزد، تبدیل به نفحات مقدسی شد که شرق و غرب را تکان داد، بذرِ آگاهی را در سراسر جهان افشاند و به یاران آموخت که در برابر تندبادهای حوادث، همچون کوه استوار، صبور و متبسم باقی بمانند.

Leave a comment