در فرهنگ عامه و باورهای کهن، «جن» موجودی تیزپا، پنهان و دارای تواناییهای غیرعادی تصور میشده است. این ضربالمثل در واقع یک قاعده کلی درباره ظرفیت موجودات (بهویژه انسان) است. معنای کنایی آن این است:
اگر برخی از افرادِ تندخو، مغرور یا کمظرفیت، قدرت یا ابزار بیشتری در دست داشتند، قطعاً به خودشان و دیگران آسیب میزدند.
۲. تناسب بین «توانایی» و «مسئولیت»
از نظر فلسفی و دینی، این تعابیر به حکمت الهی اشاره دارند. یعنی هر موجودی بر اساس ظرفیت، وظیفه و جایگاهی که در جهان دارد،
از ابزارها و قدرتهای خاصی برخوردار است.
اگر به موجودی بیش از جنبهٔ روانی یا عقلیاش قدرت داده شود،
نظم جهان به هم میخورد.
۳. ریشه در ادبیات عامیانه
اگر به موجودی بیش از جنبهٔ روانی یا عقلیاش قدرت داده شود، نظم جهان به هم میخورد.
۳. ریشه در ادبیات عامیانه
مردم در گذشته برای سادهسازی مفاهیم عمیق اخلاقی، از موجودات ماوراءالطبیعه یا حیوانات در ضربالمثلهای خود استفاده میکردند تا ملموستر باشد. در واقع این ضربالمثلها بیشتر از آنکه درباره خودِ «جن» باشند، آیینهای برای رفتارشناسی انسانها هستند تا یادآور شوند که قدرتِ بدونِ ظرفیت، خطرناک است.
دڔ قرآن آیات #مشابعات زیاد است یعنی آیاتی که به وسیله آیات دیگر منسوخ می شوند از یک طرف خدا فرموده اند عیسی پسر خداست و از طرفی دیگر میفرمایند هر که برای خداوند فرزندی قائل شود کافر است ، آیات لقا،الله هم به همین ترتیب است از یک طرف بشارت داده شده که انسان ها به ملاقات با خداوند نایل می شود و از طرفی دیگر تاکید شده است هیچ چشمی قادر نیست خدا را ببیند ملاحظه بفرمائید در آیات الهی قرآن آمده
مریم آبستن شد از روح خداوند: «فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِم حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا».ما روح خود را به شکل بشری خوشاندام به سوی او فرستادیم. «قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا»، مریم گفت من از تو به خدای رحمان پناه میبرم. آن روح گفت قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا» گفت من فقط فرستادهی پروردگار تو هستم برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت چگونه مرا میتواند پسری باشد با آن که دست بشری به من نرسیده.
باری در ادامه آیات است که مریم عیسی را آبستن میشود و با او به مکان دورافتادهای پناه میجوید… از طرفی دیگر آیه ای است که خداوند نه میزاید و نه پسری دارد و مشرکین مسیحی را شدبدآ سرزنش میکند که چرا برای خداوند فرزند درست کردند و آنان را از رحمت محروم نمودند
آیات مربوط به قیامت هم همین متشابعات یعنی آیه های که آیه دیگر را منسوخ میکنند از یکطرف فرموده اند ای انسان ها شما به سوی خدای خودد می روید و به دیدارش نائل می شوید
از طرف دیگر آیاتی است که فرموده اند هیچ چشمی خدا را نمی بیند بنابر این
تمام آیات کتب آسمانی به شگل راز است و مشگل #قرآن نیست مشگل در فهم قرآن است
مثلآ خداوند سریعآ در قرآن فرموده اند که در هر زمان که معیشیت الهی اراده کند
می تواند آیاتی بهتر از این ( آیات قرآنی ) بیا ورد معنی آیه به فارسی
که هر چه از آیات قرآنیه را نسخ کنیم
یا اجرای آنرا متروک سازیم بهتر از آن
یا مانند آن را می توانیم بیاوریم
آیا مردوم نمی دانند خداوند بر هر امری قادر است
سوره بقره آیه ۶
خدا گفته قرآن دارای چهار جنبه است محکمات و متشابعات و لاعبارتو ولا اشارات ظاهرآ میخواسته بگه حرف قرآن را مدان که ظاهر است زیر ظاهر باطنی هم قاهر است فرمودند از هر کدام ار این آیات مقصودی است که به وقتش معلوم گردد خدا مقتدر است و به هر امری قادر است و لابد دوست داشته بندگانش را امتحان کنهدر زمان ظهور حضرت مسیح، …. یکی از دلایل رد آن حضرت توسط یهودیان به وقوع نپیوستن ظاهری علامات ظهور بود…… یهودیان انتظار داشتند که قبل از ظهور موعودشان علائمی ظاهر شود و زمین وسیع تنگ گردد،. ماه و خورشید نور ندهند،.. ستاره های آسمان به زمین سقوط کنند… و قبایل روی زمین به نوحه و زاری برخیزند… آنگاه موعود آنها در حالی که سوار بر ابر است از آسمان ظاهر شود و هنوز هم منتظرند که آن ظهوری که در تورات ذکر شده با همان علامات واقع گردد؛ در صورتی که هیچ یک از این علامات در زمان ظهور حضرت عیسی به وقوع نپیوست. چنانچه، حتی بزرگترین مورخ معاصر با ظهور حضرت مسیح، ژوزف فلاویوس (Joseph Flavius)، نه تنها متوجه چنین ظهور عظیمی نشد، بلکه حتی نامی از آن حضرت در آثار خود نبرده است.
…یهودیان منتظر موعودی بودند که با سلطه و قدرت عظیم ظاهر گشته، بر سریر داود نشسته ..و تأسیس سلطنت کند؛ لیکن حضرت مسیح را نه سلطنتی، نه لشکری و نه مملکتی بود و ادعا می کرد که پادشاه یهود است. زمانی که آن حضرت را برای محاکمه نزد پیلاطوس بردند، پیلاطوس از حضرتشان پرسید: ” آیا تو پادشاه یهودیان می باشی؟” حضرت مسیح فرمودند که بر خلاف پادشاهی که یهودیان منتظر ظهورش هستند سلطنت آن حضرت، سلطنت روحانی و ابدی می باشد: ” من یک پادشاه دنیوی نیستم.
اگر بودم، پیروانم می جنگیدند تا در چنگ سران قوم یهود گرفتار نشوم.پادشاهی من متعلق به این دنیا نیست” لیکن، سربازان با تمسخر به ادعای پادشاه یهود بودن آن حضرت ” تاجی از خارهای بلند درست کردند و بر سرش گذاشتند
، و یک چوب، به نشانه عصای سلطنت، به دست راست او دادند و پیش او تعظیم کردند و با ریشخند می گفتند: درود بر پادشاه یهود! پس از آن، به صورتش آب دهان انداختند و چوب را از دستش گرفته، بر سرش زدند”. سران قوم نیز ایستاده به او می خندیدند و مسخره کنان می گفتند: ” برای دیگران معجزات زیادی انجام داد؛ حال اگر واقعا مسیح و برگزیده خداست، خود را نجات دهد!. این نوشته را نیز بالای سر او بر صلیب نصب کردند: ” این است عیسی، پادشاه یهود”
مریم آبستن شد از روح خداوند: «فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِم حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا».ما روح خود را به شکل بشری خوشاندام به سوی او فرستادیم. «قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا»، مریم گفت من از تو به خدای رحمان پناه میبرم.
آن روح گفت قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا» گفت من فقط فرستادهی پروردگار تو هستم برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت چگونه مرا میتواند پسری باشد با آن که دست بشری به من نرسیده.
باری در ادامه آیات است که مریم عیسی را آبستن میشود و با او به مکان دورافتادهای پناه میجوید
عقل کل وقتی از روح خدا مریم حامله شد یعنی چه
…..
یکنفر ایراد گرفته بود
سواد دارم که فرق مشابهات و متاشبهات را میدونم متاشبهات عربی است ولی مشابهات معنی فارسی آنست مشابهات. [ م ُب َ / ب ِ ] ( ع اِ ) مانندگیها و چیزهای شبیه به هم و… ( ناظم الاطباء ). ج ِ مشابهة ( مشابهت )، به معنی مانندگی : و دلیل را قسمت کنند بعلامات و مشابهات. ( اساس الاقتباس ). و رجوع به مشابهة و مشابهت شود.آنقدر سواد دارم لینگ درست کنم و مقصودم را رساندم گفته بودم هرچند تمایلی به هدایت آدم های نفهم ندارم وقتی خدا میگه
در آیات الهی قرآن آمده
در آئین بهائی، «جن» به عنوان یک موجود زنده، عینی و ماوراءالطبیعه (مانند آنچه در قصهها یا برخی باورهای عامیانه به صورت موجوداتی نامرئی که انسان را تسخیر میکنند یا آسیب میزنند وجود دارد) واقعیتی ندارد.
متون بهائی مفاهیمی مثل جن، دیو یا شیطان را به صورت نمادین (استعاری) تفسیر میکنند. به طور خلاصه، نظر این آئین درباره کلمه «جن» در متون قدیمی به دو بخش اصلی تقسیم میشود:
۱. جن به عنوان مظهر صفات منفی انسان
در آثار بهائی توضیح داده شده که شیطان، دیو یا جن در واقع همان «نفس اماره» یا تمایلات سرکش و صفات پست انسانی هستند. وقتی انسان از معنویت و اخلاق دور میشود و تاریکیِ جهل، حسد، شهوت و خودخواهی وجودش را میگیرد، در واقع مظهر همان مفاهیم تاریک (جن و شیطان) شده است. بنابراین، جنگ بین انسان و شیطان یا جن، یک نبرد درونی و اخلاقی در قلب خود انسان است، نه با یک موجود خارجی.
۲. جن به عنوان انسانهای محروم از نور دانش
در برخی از تفاسیر متون بهائی، به کاربرد تاریخی این کلمه اشاره شده است. در گذشته، کلمه «جن» گاهی به گروههایی از انسانها اطلاق میشد که:
- از جریان علم و فرهنگ دور بودند و در غارها، بیابانها یا مناطق دورافتاده زندگی میکردند (انسانهای بدوی).
- یا به کسانی گفته میشد که به دلیل پنهانکاری یا دوری از جامعه، وضعیت مرموزی داشتند.
اصل هماهنگی علم و دین:
یکی از اصول اساسی آئین بهائی، ضرورت هماهنگی دین با علم و عقل است. از آنجا که علوم امروزی وجود موجوداتی به نام جن را تائید نمیکنند، این آئین نیز باور به خرافات، جادوگری، جنگیری یا ترس از تسخیر شدن توسط ارواح خبیثه را رد میکند و عوارض ناشی از این مسائل را مربوط به بیماریهای روحی، روانی یا مغزی میداند که باید توسط متخصصان و پزشکان درمان شوند.

Leave a comment