زنگلوله به گردن گربه

حکایات حضرت عبدالبها؟

روزی موش‌ها جمعیِتی بسیار مهم آراستند و موضوع انعقاد آن مجمع صلح با گربه بود. پس از مذاکرات طولانی و پرحرارت بالاخره تصمیم بر آن گرفتند که

حضرت عبدالبهاءحکایت تاریخی






گرفتند که …حضرت عبدالبهاءحکایت تاریخیبخشندگیدر این قسمت، قصه‌ای می‌شنوید در مورد بخشندگی.لوئی گریگوریلوئی گریگوری بهائی سیاه‌پوست، یکی از شخصیت‌های معروف امر بهائی است. در این قسمت از قصه‌ها، داستان زندگی او و رابطه‌اش با حضرت عبدالبهاء خیلی مختصر توضیح داده می‌شود.جشنی برای حضرت عبدالبهاءدر اولین قسمت به طور خیلی کوتاه حضرت عبدالبهاء معرفی می‌شوند و مقام ایشان برای بهائیان عالم توضیح داده می‌شود. حضرت عبدالبهاء در روز اظهار امر حضرت باب متولد شده‌‌اند ولی ایشان هیچ‌گاه نمی‌خواستند که برای ایشان جشنی بگیرند اما …محبت بزرگ‌ترین قانون در عالم استدر این قسمت دو داستان می‌شنوید از حضرت عبدالبهاء و محبت آن حضرت به دیگران. این بار هم با باربد روحانی و مهران ایمانی همراه شوید.مسرور کردن دیگرانسرور و مسرور کردن دیگران موضوعی است که در دیانت بهائی بسیار به آن بها داده شده. در این قسمت قصه‌ای می‌شنوید در همین رابطه.قناعتقناعت چیزی است که تمام ادیان آن را مهم شمرده‌اند. این هفته قصه‌ای داریم برای شما از حضرت عبدالبهاء در همین رابطهخوش‌رفتاری حضرت عبدالبهاءداستان این هفته در مورد خانمی است که به حضور حضرت عبدالبهاء می‌رسد و در ابتدا به صحبت‌های آن حضرت اهمیت نمی‌دهد و آنها را به سخره می‌گیرد.

Response

  1. Ali Kargari Avatar

    ‏یه زمانی مشکل مسلمونا

    خوارج بود

    یعنی اونایی که از دین خارج شدن

    گفتم اقا شیخ محمد / شما تا اول مسلمان نشويد نميتوانيد قائم را بشناسيد.

    گفت من كه مسلمان هستم.

    گفتم مسلماني بر دو قسم است.

    در صحراي كربلا … …سی هزارنفر

    حاضر شدند كه تماما مسلمان بودند،

    و ان عده هم كه با ان حضرت كشته شدند

    مسلمان بودند، شما از كدام دسته هستيد؟

    از دسته بكشها هستيد يا از كشته شوندگان.

    امروز هم همان حكايت است، همه مسلمان هستند، بعضي قائم راميكشند و برخي در راه او كشته ميشوند.

    زنگلوله به گردن گربه

    Like

Leave a comment