نفوسی که به مثابۀ برق از صراط گذشتند.

حضرت بها،الله میفرمایند :-

من سمت راست صراط ایستاده‌‎ام و

 مشاهده می‌کنم کسانی را که از آن عبور

 می‌کنند. بعضی مثل #برقی که از ابر سیر کند

 می‌گذرند و بعضی به سینه‌ می‌روند و بعضی

 با #پای خود عبور میکنند و کسانی که در مقابل

 صراط ایستاده‌اند 

و عبور نمیکنند

     (لئالی‌الحکمة، جلد 1، صفحات32-

–     کسانی که از صراط مثل برق گذشتند
–                  جمال قدم می‌ فرمایند، 
“إنّی قَد کُنتُ علی یمین الصّراط علی الحقّ
 موقوفا و أشهَدُ الّذین هُم یَمُرّون علیه و مِنهُم
 مَن یَمُرُّ عنهُ کَالبرقِ السّائر مِنَ الغَمام و مِنهم
 مَن یَمُرُّ بصدرِهِ و مِنهم بِرِجلَیه و مِنهم مَن
         وَقَفَ تِلقائه و کذلک أشهَدناهم و کُنّا
                     علی ذلک شهیداً.”
–     (لئالی‌الحکمة، جلد 1، صفحات32-33 

 مضمون: من سمت راست صراط ایستاده‌‎ام و
 مشاهده می‌کنم کسانی را که از آن عبور
 می‌کنند. بعضی مثل برقی که از ابر سیر کند
 می‌گذرند و بعضی به سینه‌ می‌روند و بعضی
 با پای خود عبور کنند و کسانی که در مقابل
 صراط ایستاده‌اند و عبور نکنند. اینچنین
           مشاهده کردیم آنها را و به آن
                    شهادت می‌دهیم.)
-در لوح دیگری می‌ فرمایند که چه کسانی از
               صراط مثل برق گذشتند:
“خلق عالم از برای معرفة حق جلّ جلاله از
 عدم به وجود آمده و ید تربیت الهی کلّ را به
 کمال روح و ریحان تربیت فرمود تا به حدّ
 بلوغ رسیدند و بعد عنایت فرمود و راه نمود؛
 حجّت و دلیل ظاهر و سبیل مشهود. ولکن
 سارقین و خائنین ناس را از صراط الله منع
 نمودند. لذا بعضی ممنوع و برخی به اصبع
       قدرت الهی حجبات را خرق نمودند و
 سبحات را شق. از ماسِوَی‌الله گذشتند و به
 افق اعلی توجّه نمودند. ایشانند نفوسی که
 به مثابۀ برق از صراط گذشتند. خلیج اوهام
     ایشان را از بحر معانی محروم نساخت.
           طوبی لهم و لهم حُسنُ المبدء 
                            و المآب.” 
(مجموعه آثار قلم اعلی، شماره 18، ص177)
……

Responses

  1. Ali Kargari Avatar

    اسم اعظم بر احمق تاثیر ندارد * حضرت عبدالبها میفرمایند : حضرت روح فرار به اعلی قلل جبال می‌فرمود . سبب سرعت و شتاب را شخصی استفسار نمود. فرمود از احمق نادان گريزانم . عرض نمودند قوّت اسم اعظم بکار بر . فرمودند به فيض روح القدس و روح مسيحائی کور بينا گرديد و کر شنوا و لال گويا و مرده احيا ، ولی صد هزار اسم اعظم به احمق نادان تأثيری نبخشيد و فائده‌ای ننمود چه که حماقت غضب و قهر حضرت ربّ عزّتست ، چاره‌ای ندارد و علاجی نپذيرد . حال سست‌عنصران در عهد و پيمان مظهر حماقت و نادانی‌ای هستند که صد هزار اسم اعظم تأثير نکند تا چه رسد به وعظ و نصيحت . کتاب منتخباتی از مکاتیب جلد ۶ صفحه ۴۲۳ چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم و یا بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم ملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی در حکمت سلیمان هر کس که شک نماید بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی و یا خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن ‘اسم اعظم’ نام نقش نگین سلیمان است که مدتی اهریمن آن را ربود منظور لسان الغیب نشان دادن عظمت اسم اعظم الهی بود و حتی پیدا شدن آن را از معجزات آن اسم می داند و می فرماید چون رباینده انگشتر (دیو) نابکار است و به جهت ناپاکی درونی نمی تواند آن را به کار برد، موفق به بهره گیری از آن نخواهد شد. گر انگشت سلیمانی نباشد *** چه خاصیت دهد نقش نگینی حافظ در بهره گیری از این داستان مخاطبان را بر الطاف الهی و حسن خاتمت آینده بشارت می دهد. خواجه حافظ قرآن بود و میدانست برای پروردگار نام های گوناگون است که برخی واجد ویژگی های بخصوصی هستند . «تبارک اسم ربک ذوالجلال و الاکرام؛ نام پروردگار تو که صاحب بزرگی و مکرمت است افزون آمد.» (الرحمن/ 78) «و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها؛ و برای پروردگار نام های نیکوست او را بدان ها بنامید.» (اعراف/ 180) من که رَه بُردم به گنجِ حُسنِ بیپایان دوست صد گدایِ همچو خود را بعد از این قارون کنم #حافظ ……. …من که ره بردم به گنج حسن بیپایان دوست ,,مقارن و تداحی با این مطلب است .. حالا که من به گنج معنوی حضرت بهاءالله روحی له عالم الفدا رسیده ام ,, صد گدای همچو خود را بعد از این چون قارون کنم حال که من به گنجینه پایانناپذیر زیبایی یار دست یافتهام، میتوانم صد گدای مانند خویش را از این به بعد مثل #قارون ثروتمند کنم https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/05/05/%d9%86%d9%81%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%db%80-%d8%a8%d8%b1%d9%82-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%af/

    Like

  2. Ali Kargari Avatar

    گفتم اقا شيخ محمد / شما تا اول مسلمان نشويد نميتوانيد قائم را بشناسيد. گفت من كه مسلمان هستم. گفتم مسلماني بر دو قسم است. در صحراي كربلا … …سی هزارنفر حاضر شدند كه تماما مسلمان بودند، و ان عده هم كه با ان حضرت كشته شدند مسلمان بودند، شما از كدام دسته هستيد؟ از دسته بكشها هستيد يا از كشته شوندگان. امروز هم همان حكايت است، همه مسلمان هستند، بعضي قائم راميكشند و برخي در راه او كشته ميشوند. گفت قائم پسر امام حسن عسكري غائب است و او بايد بيايد. گفت امر غيبت او چطور بر شما ثابت شده؟ گفت بموجب احاديث. گفتم حديث است كه بعد از امام حسن عسكري زمان فترت بوديعني امام مفترض الطاعه(١) در عالم نبود و رشته امامت منقطع گشت.بعد از فوت امام حسن عسکری حجت تمام شد و دیگر جانشینی به خواست خدا نبود بعد چند حديث فترت كه در اصول كافي است ذكر نمودم. چون صحبت باين مقام رسيد گفت من ديگر حاضر براي صحبت نيستم و …#خاطرات_ماليمري: صفحه ۱۷۷ https://taizzpersenter.wordpress.com/2026/05/05/%d9%86%d9%81%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%db%80-%d8%a8%d8%b1%d9%82-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d8%b7-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%86%d8%af/

    Like

Leave a comment