نقدی بر بیست و سه سال

توجه داشته باشيم شادروان علی دشتی حدود ده سال پيش از برپايی نظام جمهوری اسلامی کتاب «٢٣ سال» را نوشته است. پس از دوازده سال
پيروزی انقلاب اسلامی و برقراری حکومت االله در ايران قصاص چون دوران جاهليت عرب اجرا می گردد.
دشتی چنين امری را پيش بينی
نمی کرد و نمی دانست خود نيز گرفتار پيروان همان عقايدی خواهد شد که وی عليه آنها دست به قلم برده بود] زیرا آنچه نوشته بود مخالف رژیم آخوندی بود مثلا در همین کتاب نوشته است سودای غنيمت

پاره ای از محققان انديشمندِ غرب اسلام را يک حادثه محلی می دانند و بر بسياری از احکام آن خُرده گرفته و
نامتناسب با اجتماع مترقی دانسته بطور مَثَل می گويند: پنج مرتبه در شبانه روز وضو گرفتن و به نماز ايستادن و
برای هر نماز به مسجدی روی آوردن، ماههای قمری را مأخذ سال قرار دادن و يک ماه آن را روزه گرفتن يعنی تمام
روز را از طلوع فجر تا غروب آفتاب از هرگونه عمل حياتی اجتناب کردن آن هم با عرض جغرافيايی کره زمين که
روزها در بعضی از کشورها گاهی به بيست ساعت و گاهی به چهار ساعت می رسد و در نقاطی چند روزی آفتاب
غروب نمی کند، نشان می دهد که شارع روزه فقط محيط حجاز آن هم حجاز قرن هفتم ميلادی را ملاک قرار داده و
از جاهای ديگر دنيا بی خبر بوده است.
همچنين نهی از رِبا و تنزيل با رشد اقتصادی و به کار انداختن سرمايه سازگار نيست. اِباحه [مباح بودن] بردگی و
آدمی را در رديف چهارپايان درآوردن، عدم تساوی زن و مرد در ارث بردن با آنکه زن بيش از مرد مستحق ارث
است زيرا در اجتماع مشغول کار و توليد ثروت نيست، بر خلاف منطق و در ادای شهادت او را نصف مرد فرض
کردن مخالف حقوق انسانی است.
بريدن دست سارق و در صورت تکرار بريدن يک پای وی مستلزم زياد شدن افراد عليل و ناقص و بيکار و مخالف
مصالح اجتماع است. تعدد زوجات عقدی و نامحدود بودن زنان برده و اجازه همبستری با زن شوهرداری که به
اسارت در آمده است، تأييد و پذيرفتن [احکام] شريعت يهود درباره زناکار و اجازه سنگسار کردن او با مبادی انسانی
سازگار نيست و محروم کردن شخص از تعيين تکليف دارايی خود پس از مرگ و محصور شدن مفاد وصيت فقط در
ثلث اموال خود خلاف اصل مالکيت و حتی خلاف اصل خود شريعت اسلامی است که می فرمايد: «النّاس مسلطون
علی اموالهم و انفسهم» [يعنی] مردم اختياردار نفوس و اموال خويشند.
خُرده گيری هايی از اين دست آنان را بدين نتيجه کشانيده است که چنين کيشی نمی تواند جهانی و دائمی باشد. چنانکه
مشاهدات به ثبوت رسانيده است بسياری از اين احکام در بسياری از کشورهای اسلامی به حال تعطيل افتاده است مانند
رجم [سنگسار] زنا [کار] و بريدن دست سارق يا قصاص چشم به چشم، گوش به گوش و ساير قصاصها
. چنانکه 12
بانکها در همه کشورهای اسلامی ربا را به کار انداخته اند… آنگاه [انديشمندان غرب] با طنزی خراشنده اشاره به حج
کرده و بتخانه ای را بيت االله ناميدن و سپس بوسيدن سنگ سياهی را به رسم بت پرستان قرن ،٤ ٥ و ٦ ميلادی از
شعائر خداوند گفتن و خلاصه تمام مناسک حج را منافی با شريعتی می گويند که مخالف شرک است و مدعی است که
می خواهد مردم را از اوهام و خرافات دوران جاهليت نجات دهد و همه اينها را نوعی نژادپرستی فرض می کنند و
مدعی هستند دينی می تواند جهانی و دائمی باشد که مردم را به خير و صلاح بشريت رهنمون شود و از هرگونه
تعصّب ملّی و قومی و نژادی کناره گيری کند.
اينها فراموش کرده اند که بهترين شرايع آن است که چاله عميقی را پر کند و بر ضد شرّ و فساد موجوده در جامعه
خود برخيزد. در سرزمينی که قتلِ نفس، راهزنی، تجاوز به حقوق و مال و ناموس ديگران امری جاری و متداول
است، چاره ای جز شدت عمل نيست. احکام سخت قصاص و بريدن دست سارق و سنگسار کردن زانی يگانه راه
علاج است. بردگی در تمام اقوام متمدن آن عصر و پيش از آن خاصه در آشور و کلده و رم رايج بوده است ولی در
عوض کفّاره بسی از گناهان در اسلام، آزاد کردن بنده است.
چنانکه در فصل ١٥ «زن در اسلام» [فصل ششم از بخش سوم زير عنوان «سياست»] اشاره شد، زن قبل از اسلام
شأن و حيثيتی نداشت و حتی جزء تَرَکه ميّت چون ارث به وارث او می رسيد. احکام اسلامی در باب زن نوعی
انقلاب و تحول مترقی به شمار می رود. نبايد و موجه هم نيست که اعمال و احکام رهبری را که در اوايل قرن هفتم
ميلادی زندگی می کرده است، از زاويه افکار و ديد قرن ١٩ و ٢٠ بنگريم. مثلاً از حضرت محمد متوقع باشيم که در
مسئله بردگی نقش آبراهام لينکلن را ايفا کند.
هزار و چهار صد سال پیش می کشتند، می جنگیدند و زنان و دختران را به کنیزی می گرفتند
هزار و چهار صد سالال پیش برایمان داستانها و شرح حالات و احادیث و متونی بجا گذاشتند
بما گفتند که اینها مقدسند، همانطورکه پیشینیان ایشان به آنها گفتند
و حال بعد از ۱۴۰۰ سال از ما می خواهند که مانند آنها بیاندیشیم، مانند آنها زندگی کنیم، آدم بکشیم ونوشته ها و احادیث آنها را ترویچ دهیم
و حالا از ما میخواهند مثل آنها فکر کنیم و همان چیزی را به ارث ببرم که به آنها ارث رسیده است
هزار چهار صد سال دعا کردیم که باران بیارد ولی باران همه جا آمد به غیر از دیار مسلمین
دعا کردیم زنان و دختران یهودی آواره گردند و حالاین زنان و دختران مسلم آواره گردیدند

از یک شاعر عرب برای اندیشیدن

Leave a comment